بایگانی برچسب: s

داستان لبخند

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود. هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد. او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود. شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در اطلاعات مفید | برچسب‌شده , | دیدگاه‌ها برای داستان لبخند بسته هستند