داستان من و شال‌های رنگی رنگی و اردیبهشت دوست داشتنی

دعاهاتون مستجاب خدا کنه همه دعاهای دیشب بره توی لیست استجاب شده ها و تا آخر سال با لب پر خنده بگذره و حسرت هیچ چیزی به دلمون نمونه الهی آمین. چقدر هوا خوبه چقدر امروز اردیبهشتیه به تمام معناست. چقدر هوا ی کمی تا نیمه ابری با وزش نسیم خنک اردیبهشتی حال میده و… ادامه خواندن داستان من و شال‌های رنگی رنگی و اردیبهشت دوست داشتنی

فردا ; پایان داستان ریحانه جباری ؟

پدر ریحانه جباری گفت که عصر امروز همراه با مادر ریحانه برای آخرین ملاقات قبل از اجرای حکم قصاص دخترشان به زندان شهر ری رفته اند. فریدون جباری در گفت و گو با خبرنگار ایسنا, اظهار کرد: امروز با ما تماس گرفتند و ما برای ملاقات به زندان رفتیم. وی افزود: در آنجا به ما… ادامه خواندن فردا ; پایان داستان ریحانه جباری ؟

داستان فقط دردش کم باشه

رامبد کیف مدرسه را با عجله گوشه ای پرتاب کرد و بی درنگ به سمت قلک کوچکی که روی تاقچه بود ، رفت . همه خستگی روزش را بر سر قلک بیچاره خالی کرد . پولهای خرد را که هنوز با تکه های قلک قاطی بود در جیبش ریخت و با سرعت از خانه خارج… ادامه خواندن داستان فقط دردش کم باشه

داستان دوستـی خـاله خـرسـه!

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد. شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده درپیله نگاه کرد.  سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد. آن شخص تصمیم گرفت به پروانه کمک… ادامه خواندن داستان دوستـی خـاله خـرسـه!

داستان پیر مرد و الاغ

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد. پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی… ادامه خواندن داستان پیر مرد و الاغ

داستان زیبای شاخه گل خشکیده

پیشنهاد می شود این داستان را بخوانید هرچند به کوتاهی داستانهای دیگر نیست اما از همه زیبا تر است حتما چند دقیقه وقت خودتان را به خواندن این داستان قشنگ بگذارید و لذت ببرید: قد بالای ۱۸۰، وزن متناسب ، زیبا ، جذاب و … این شرایط و خیلی از موارد نظیر آنها ، توقعات… ادامه خواندن داستان زیبای شاخه گل خشکیده

داستان کسب درآمد با اخلاق خوب!

وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است. اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد و… ادامه خواندن داستان کسب درآمد با اخلاق خوب!

داستان لبخند

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود. هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد. او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود. شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد و از او وحشت داشتند ، کودکان از او دوری می جستند و… ادامه خواندن داستان لبخند

داستان پند عارف به جوان

پند عارف به جوان جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست. عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟ گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد بعد آینه بزرگی به او نشان داد و… ادامه خواندن داستان پند عارف به جوان

داستان دعوای زناشویی

دعوای زناشویی ۱ –  چرا اینجانشستی ؟ ! صدای رضا خواب آلود اما کمی خشمگین بود. چرا این زنها آنقدر دیوانه اند. چند لحظه پیش وقتی در تختخواب خالی غلطی زده بود و متوجه نبودن مهشید شده بود، ساعت بالای تخت پنج دقیقه به چهار صبح را نشان می داد. این هم از بچه بازیهای… ادامه خواندن داستان دعوای زناشویی