اینترنت اشیا در مورد لباس‌ها چطور کار می‌کند؟

متفاوت ترین مجله اینترنتی …

خانه

خطای ۴۰۴ – صفحه مورد نظر یافت نشد

متاسفیم، صفحه مورد نظر یافت نشد. این احتمال وجود دارد که اشتباه از سمت ما باشد.

<![CDATA[

]]>

تمام حقوق برای گویا آی تی محفوظ است. هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه قبلی ممنوع است.

Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای اینترنت اشیا در مورد لباس‌ها چطور کار می‌کند؟ بسته هستند

چگونه یک جدول برنامه ریزی شخصی روزانه واقع بینانه تنظیم کنیم؟

این روزها با شلوغ تر شدن زندگی، احساس نیاز و علاقه مردم به برنامه ریزی صدچندان شده است. معمولاً این برنامه ریزی با تهیه جدولی انجام می گیرد که حاوی برنامه های روزانه است. اما اساساً چرا یک جدول برنامه ریزی شخصی روزانه برای خودتان تنظیم می کنید؟

می خواهید کنترل بیشتری روی وقت خود داشته باشید؛
کار بیشتری انجام خواهید داد؛
از وقت تان بیشتر بهره برداری خواهید کرد؛
ذهن آسوده تری خواهید داشت.

یا حداقل این چیزی است که کارشناسان بهره وری به عنوان مزایای برنامه ریزی به شما می گویند.

با این وجود، در غالب موارد، همه چیز به آن شکلی که می خواهیم به پیش نمی رود؛ غالباً جدول برنامه ریزی شخصی روزانه مان را تنظیم می کنیم، اما هیچ کدام یا بسیاری از فعالیت هایی که فهرست کرده ایم انجام نمی شود و در عوض، سر و کله کارهای جدیدی پیدا می شود.
این برای همه ما پیش آمده و معمولاً بعد از مدتی دست از تلاش بر می داریم و با این باور که به هر حال قرار نیست که هیچ چیز بر طبق برنامه انجام شود، برنامه ریزی را بی معنی می پنداریم و همینطور باری به هر جهت جلو می رویم.
اما در واقع، مشکل از برنامه و برنامه ریزی نیست، بلکه مشکل از اینجا نشأت می گیرد که ما نمی دانیم که چطور باید برای تهیه یک جدول برنامه ریزی شخصی روزانه برنامه ریزی کنیم.

اولین پیش فرض اشتباه اکثر ما این است که برنامه ریزی، بلد بودن نمی خواهد. بسیاری از ما تصور می کنیم که فقط باید فعالیت ها و وظایف را روی کاغذ بنویسیم و حداکثر کاری که باید انجام بدهیم این است که آنها را اولویت بندی کنیم.
البته اولین قدمی که باید برداریم همین است، اما فرآیند برنامه ریزی برای تهیه یک جدول برنامه شخصی روزانه به همین جا ختم نمی شود و اگر واقعاً می خواهید که برنامه ریزی شما امکان عملی شدن را داشته باشد، باید چند قدم دیگر هم بردارید.
مهم ترین مهارتی که در هنگام تهیه و تنظیم یک جدول برنامه ریزی شخصی روزانه باید داشته باشیم، مهارت پیش بینی یا برآورد است. اساساً کاری که تحت عنوان برنامه ریزی انجام می دهیم این است که چند هدف مشخص می کنیم و سپس پیش بینی می کنیم که روزمان چطور پیش خواهد رفت و فعالیت های ما به چقدر وقت و تلاش نیاز خواهند داشت؟ انجام دقیق این پیش بینی ها به تمرین و یادگیری احتیاج دارد.
در اینجا با نکاتی آشنا خواهید شد که با توجه و به کاربستن آنها می توانید پیش بینی های بهتر، و به تبع آن برنامه ریزی بهتری داشته باشید.

برای فعالیت های خود وقت تعیین کنید
یکی از روش های مناسب برای تقویت مهارت پیش بینی، زمان بندی کردن فعالیت هایی است که باید انجام بدهید. به این منظور کافی است که در هنگام نوشتن جدول برنامه ریزی شخصی روزانه تان یک برآورد زمانی ساده هم برای هر فعالیت انجام داده و زمان تخمینی خود را در کنار آن بنویسید. به عنوان مثال:

مطاله ایمیل ها (۶۰ دقیقه)
نوشتن یک پست برای وبلاگ (۱۲۰ دقیقه)
نهار (۶۰ دقیقه)
استراحت (۳۰ دقیقه)
شستن لباس ها (۳۰ دقیقه)

سادگی را حفظ کنید؛ ما به دنبال پیچیده یا کسالت بار کردن برنامه ریزی نیستیم. پس از آنکه همه فعالیت ها و وظایف تان را زمانبندی کردید می توانید مجموع زمان مورد نیاز را حساب کنید. حاصل جمع زمان مورد نیاز برای مثال بالا ۵ ساعت است.
اشتباهی که معمولاً به دام آن می افتیم این است که فعالیت های روزانه خود را فهرست می کنیم، اما به زمان مورد نیاز برای انجام آنها توجهی نمی کنیم. در نتیجه، هیچ بعید نیست که برای یک روز کاری ۸ ساعته بیشتر از ۲۴ ساعت کار ردیف کرده باشیم.
بنابراین، نوشتن همه کارهایی که می خواهید انجام بدهید و تخمین زمان مورد نیاز برای تک تک آنها شما را یک قدم به واقعیت نزدیک تر می کند.

فعالیت های خود را به اجزای تشکیل دهنده آنها تقسیم کنید
یکی دیگر از مشکلات بزرگ در برنامه ریزی و تنظیم یک جدول برنامه ریزی شخصی روزانه این است که معمولاً فعالیت هایی که باید انجام بدهیم را دست کم می گیریم و در نتیجه، زمان کمی را برای آنها در نظر می گیریم. مغز ما جزئیات و پیچیدگی های انجام کارها را نادیده می گیرد و یک زمان غیرواقع بینانه برای ما تعیین می کند.
به عنوان مثال، تصور کنید که برای دریافت کارت ملی خود باید به اداره پست مراجعه کنید. اگر بخواهید همینطوری برای این کار زمان تعیین کنید و جزئیات را در نظر نگیرید، احتمالاً یک بازه زمانی ۳۰ تا ۴۰ دقیقه ای را در نظر می گیرید.
اما اگر همین کار ساده را تقسیم بندی کنید، چیزی شبیه به این خواهید داشت:

رفتن به سمت خودرو (۵ دقیقه)
پاک کردن برف و یخ، به خاطر فصل زمستان (۵ دقیقه)
رانندگی به سمت اداره پست (۲۰ دقیقه)
ترافیک (۱۰ دقیقه)
پیداکردن جای پارک (۵ دقیقه)
منتظر ماندن در صف دریافت کارت (۱۰ دقیقه)
بازگشت به خانه (۲۰ دقیقه)

با تقسیم بندی کار به اجزای آن، به برآورد واقع بینانه تری معادل با ۷۵ دقیقه خواهید رسید که تقریباً دو برابر چیزی است که در ابتدا پیش بینی کرده بودید.
هر چه فعالیت های روزانه خود را به بخش های کوچکتری تقسیم کنید، پیش بینی بهتر و دقیق تری از زمان مورد نیاز برای انجام آنها خواهید داشت.
البته لزومی ندارد که همه این جزئیات را در جدول برنامه ریزی شخصی روزانه خود بنویسید، زیرا با این کار فقط جدول تان شلوغ می شود و مدیریت کارها پیچیده تر خواهد شد. لذا بهتر است که این جزئیات را روی کاغذ دیگری بنویسید و در صورت تمایل آن را دور بیندازید.

برای موارد غیرمنتظره برنامه ریزی کنید
یکی دیگر از اشتباهاتی که مرتکب می شویم این است که تصور می کنیم که ۱۰۰ درصد وقت ما در اختیار خودمان است. مثلاً اگر روزمان را ۱۴ ساعت در نظر بگیریم، دقیقاً برای ۱۴ ساعت برنامه ریزی می کنیم، انگار که قرار نیست که هیچ اتفاق غیرمنتظره ای بیفتد.
در عین حال، چنین تصوری به ندرت درست از آب در می آید. هر روز و همیشه کارهای جدید و اتفاقات غیرمترقبه ای پیش می آید که اکثریت قریب به اتفاق آنها ابداً قابل پیش بینی نیست. اگر زیاد خوش بین هستید، بد نیست که به این مطلب که درباره قانون مورفی است هم نگاهی بیندازید.
زمان غیرقابل پیش بینی شما به نوع فعالیت هایی که انجام می دهید و مقدار کنترلی بستگی دارد که روی روز و وقت خود دارید، مثلاً می تواند ۳۰ دقیقه یا ۵ ساعت باشد. به هر حال از آنجایی که این زمان کاملاً غیرمنتظره است، نمی توانید دقیقاً برایش برنامه ریزی کنید، بنابراین بهتر است که در همه جداول برنامه ریزی شخصی روزانه خود یک زمان نسبتاً ثابتی را در نظر بگیرید. با گنجاندن این زمان در برنامه خود، نسبت به حالتی که تمامی وقت تان را قابل برنامه ریزی در نظر می گیرید برنامه ریزی بهتری خواهید داشت.

برای وقت مفید خود برنامه ریزی کنید
یکی دیگر از روشهای افزایش دقت برنامه ریزی، تعیین زمان مفیدی است که در اختیار دارید. در این راستا باید همه فعالیت هایی که در طول روز انجام می دهید و عملاً «کار» محسوب نمی شوند را از وقت تان کنار بگذارید. به عنوان مثال:

نهار (۶۰ دقیقه)
تلفن (۳۰ دقیقه)
استراحت (۴۰ دقیقه)
دستشویی (۲۰ دقیقه)
زمانهایی که در راه هستید (۶۰ دقیقه)

با تعیین وقت مفیدی که در اختیار دارید و برنامه ریزی برای آن می توانید جدول برنامه ریزی شخصی دقیق تری داشته باشید.

تمرین کنید
با همه این روشها و در عین توجه به نکاتی که ذکر شد، باز هم هیچ بعید نیست که از برنامه خود عقب بمانید. معمولاً هم دلیلش این است که ما انسانها به طور طبیعی زیاد در پیش بینی های زمانی عملکرد خوبی نداریم. بنابراین اگر برنامه ریزی شما در ابتدا چیزی نزدیک به افتضاح از آب درآمد، دلسرد نشوید.
چیزی که تصور می کردید که فقط به ۵ دقیقه زمان نیاز خواهد داشت، شاید ۲ ساعت از وقت تان را بگیرد. ایرادی ندارد؛ به چنین وضعیت هایی از این چشم انداز نگاه کنید که در حال تمرین و یادگرفتن هستید. هر چه بیشتر برنامه ریزی کنید، عملکرد شما بهتر خواهد شد.
هنگامی که هنوز در برنامه ریزی تازه کار هستید می توانید پیش بینی های زمانی خود برای هر فعالیت را دو برابر کنید. احتمالاً با این تاکتیک به واقعیت نزدیک تر خواهید بود.
تمرین بیشتر باعث تقویت مهارت تخمین و پیش بینی شما خواهد شد. در واقع، پس از مدتی چیزی شبیه به یک حس یا شمّ درونی پیدا خواهید کرد و حتی بدون نوشتن هم از درون احساس می کنید و متوجه می شوید که جدول برنامه ریزی شخصی روزانه خوبی تهیه کرده اید یا اینکه زیاد واقع بینانه برنامه ریزی نکرده اید.

منبع (با جرح و تعدیل)
Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای چگونه یک جدول برنامه ریزی شخصی روزانه واقع بینانه تنظیم کنیم؟ بسته هستند

مزایای کار گروهی در کسب و کار

«عقل قوت گیرد از عقل دیگر»
«مشورت ادراک و هوشیاری دهد، عقلها مر عقل را یاری دهد».
-مولوی

اگر مصراع و بیت بالا به گوش تان نخورده باشد، حتماً این عبارت قدیمی را شنیده اید که می گوید «یک دست صدا ندارد». همه این اشعار و امثال و حکم در جهت تشویق ما به کار گروهی سینه به سینه به عصر حاضر انتقال پیدا کرده اند، اما آیا واقعاً می دانید که کار گروهی چه منافع و مزایایی دارد؟
البته به خصوص در فضای کسب و کار، رقابت می تواند باعث پیشرفت فردی کارکنان شرکت شود، اما گاهی استفاده از کار گروهی راهبرد بهتری برای پیشرفت پرسنل و همچنین پیشبرد اهداف و رشد کسب و کار محسوب می شود. ما در اینجا به ۶ مورد از مهم ترین مزایای کار گروهی در فضای کسب و کار اشاره می کنیم.

کار گروهی باعث تقویت خلاقیت و یادگیری بیشتر و بهتر می شود

هنگامی که مردم در کنار هم کار گروهی انجام می دهند، قوه خلاقیت شان بیشتر شکوفا می شود. وقتی فکرهای مان را روی هم می گذاریم، از ورود ایده های کهنه و نظرات شخصی به تصمیمات – که غالباً از کار کردن به تنهایی نشأت می گیرند – جلوگیری می شود. ترکیب دیدگاه های منحصر به فرد اعضای گروه باعث ارائه راهکارهای بهتر و مقرون به صرفه تری می شود.
طبیعتاً چیزی که شما از تجربه های شخصی خودتان آموخته اید کاملاً با همکاران تان متفاوت است. بنابراین ترکیب این آموزه ها فضایی را به وجود می آورد که باعث یادگیری مهارت های جدیدی می شود که می تواند برای پیشرفت فردی اعضا هم کارساز باشد. کار گروهی فرصتی را برای تقویت و رشد مهارت های شاخصی مانند موارد زیر فراهم می کند:

نظم و سازماندهی
تفویض اختیار
ارتباط موثر
همکاری
رهبری
دنباله روی
پیگیری

همکاری روی یک پروژه، اشتیاقی را نسبت به یادگیری و کسب اطلاعات بیشتر به وجود می آورد که معمولاً کار انفرادی فاقد آن است. امکان به اشتراک گذاشتن یافته های فردی با سایر اعضا به کارکنان هیجان می دهد و باعث رشد دانش فردی و گروهی می شود.

مهارت های مکمل را در هم می آمیزد

کار گروهی به کارکنان شرکت این امکان را می دهد تا از استعدادها و توانایی های همکاران خود استفاده کنند. مثلاً در حالیکه شاید نقطه قوت شما تفکر خلاق تان باشد، احتمالاً همکارتان در سازماندهی و برنامه ریزی عملکرد درخشانی دارد. لذا در بذل توانایی های خود به گروه تردید به خودتان راه ندهید.
غالباً گروهی عملکرد بهتری دارد که اعضای آن بیشتر به توانایی های یکدیگر وابسته هستند. از این طریق، موهبت ها و امتیازات فردی با هم ترکیب شده و تیم قوی تری به وجود می آید.
به علاوه، هر بار که رویکرد متفاوتی نسبت به یک موضوع در گروه مشاهده می شود، فرصت تازه ای برای جرح و تعدیل و بهبود روش ها و رویکردهای کسب و کار پدید می آید.

کار گروهی اعتماد آفرین است

تکیه کردن بر دیگران، اعتماد به وجود می آورد و کار گروهی رابطه های قوی و مستحکمی را بین کارکنان ایجاد می کند. علیرغم اختلافات گاه و بی گاه، اعضای یک گروه کارآمد از کار کردن در کنار هم لذت می برند و به تدریج پیوند عمیقی بین آنها ایجاد می شود. هنگامی که به همکارتان اعتماد می کنید، در واقع بنیان رابطه ای را پی ریزی می کنید که می تواند در برابر اختلافات جزئی دوام بیاورد.
اعتماد به هم تیمی ها احساس امنیتی را به وجود می آورد که امکان ابراز نظر و رشد ایده ها را فراهم می کند. این اعتماد به احساس راحتی بیشتر اعضای گروه با یکدیگر و بیان آزادانه نظرات نیز منجر خواهد شد. ارتباط آزاد و راحت یکی از مولفه های حیاتی کار گروهی است و باعث تولید راهکارهای کارآمد در پروژه های گروهی دشوار می شود.
گروه در غیاب اعتماد از هم می پاشد و نمی تواند پروژه های محول شده را با موفقیت به سرانجام برساند. فضای سرشار از اعتماد گروه باعث رشد و تقویت اعضا شده و از این طریق، انسجام گروه نیز تقویت می شود.
کارکنان کسب و کار با همکاری با یکدیگر در می یابند که همگی سوار بر یک کشتی هستند و پیروزی و شکست بر همه اعضای گروه تاثیر می گذارد. اساساً کار گروهی مستلزم اعتماد هر یک از اعضای گروه به توانایی های متفاوت سایر اعضا است.

کار گروهی باعث تقویت مهارت در حل اختلافات می شود

بروز اختلاف در گروهی که هر یک از اعضای آن نظرات، ویژگی ها، نیازها، خواسته ها، توانایی ها و مهارت های متفاوتی دارند یک پدیده غیر قابل اجتناب و طبیعی است. کارکنان هر شرکت معمولاً پیشینه، تجربه ها و سبک و سیاق و عادت های متفاوتی دارند. با وجود اینکه وجود این تفاوت ها می تواند به عامل مهمی در جهت موفقیت هر چه بیشتر گروه تبدیل شود، اما در عین حال می تواند رنجش و دلخوری هایی را هم به وجود بیاورد که به اختلاف و مشاجره می انجامد.
هنگامی که در گروه اختلاف به وجود می آید، اعضای گروه مجبور هستند که به جای مراجعه به مدیریت، خودشان آن را حل و فصل کنند. یاد گرفتن مهارت حل اختلاف از طریق تجربه مستقیم، قدرتی را به کارکنان شرکت ارزانی می کند که می توانند در آینده برای تبدیل شدن به مدیران کارآمد و تاثیرگذار از آن استفاده کنند.
در واقع، یکی از مزایای کار گروهی همین ساختار نابی (Lean Structure) است که در برابر ساختار سلسله مراتبی حاکم بر فضای کسب و کار به وجود می آورد. از این طریق، مدیریت میانی (تقریباً) کنار می رود و فضای بازتری برای آزادی عمل، خلاقیت و پیشرفت ایجاد می شود.
البته منظور این نیست که مدیریت میانی تحت هر شرایطی باید کنار گذاشته شود، بلکه برعکس، تحقیقات گوگل نشان می دهد که برخلاف تصور اولیه موسسان آن مبنی بر اینکه می توان فضایی را در کسب و کار به وجود آورد که هیچ کس رئیس دیگری نباشد، وجود مدیران میانی در شرکت ضروری است. با این حال، بسته به ساختار سازمانی هر بخش، معمولاً احتمال موفقیت گروهی که آزادی عمل بیشتری دارد بیشتر است.

کار گروهی احساس مالکیت و مسئولیت پذیری بیشتری به وجود می آورد

انجام پروژه های گروهی با وجود اینکه کار را آسانتر می کند، اما به تعداد بیشتری از کارکنان شرکت این فرصت را می دهد تا به کمکی که به بهبود کسب و کار کرده اند افتخار کنند. پشت سر گذاشتن موانع و ارائه یک کار تحسین برانگیز باعث ایجاد حس رضایتمندی در کارکنان می شود. به علاوه، همکاری در قالب کار گروهی در راستای تحقق اهداف شرکت باعث می شود که حس نزدیکی و پیوند کارکنان با شرکت تقویت شود. این باعث شکل گیری حس وفاداری می شود که به نوبه خود رضایت شغلی و احساس تعهد بالاتری را در میان کارکنان به وجود می آورد.
کار گروهی فقط برای کارکنان شرکت سودمند نیست، بلکه در بلندمدت به نفع کارفرما نیز واقع خواهد شد. احتمال ماندن کارکنانی که احساس وابستگی به محیط کاری خود دارند در شرکت به مراتب بیشتر است. با وجود اینکه بسیاری از کارکنان دلایلی همچون کم بودن حقوق و مزایا را برای ترک شغل خود ذکر می کنند، اما یکی از رایج ترین اعتراضات آنها دیده نشدن کارشان است. کار گروهی به کارکنان شرکت امکان درگیری فعال در شرکت را می دهد و آنها را به جزئی از ساختار کسب و کار تبدیل می کند.

کار گروهی باعث تقویت روحیه ریسک پذیری می شود

معمولاً هیچ فردی به تنهایی حاضر نیست که به خاطر ایده تحول آفرینی که ریسک بالایی دارد موقعیت خودش را به خطر بیندازد، چرا که اگر پروژه مزبور در نهایت شکست بخورد، همه تقصیرها متوجه همان یک نفر خواهد بود. در این میان، اگرچه در کار گروهی تمام موفقیت ها به پای یک نفر نوشته نمی شود، اما در صورت عدم موفقیت باعث تقسیم مسئولیت ها خواهد شد.
لذا از آنجایی که اعضای گروه می دانند که در صورت شکست تنها نیستند و پشتوانه دارند، راحت تر ریسک می کنند. از طرف دیگر، سهمیم شدن در موفقیت به عنوان یک تیم نیز به نوبه خود باعث تقویت پیوند میان اعضای گروه می شود. به محض اینکه گروه به موفقیتی دست پیدا می کند، اعضای آن در جلسات هم اندیشی خود ایده های تحول آفرین و ریسک آمیز بیشتری را با تردید کمتری ارائه می دهند. نکته جالب توجه این است که در بسیاری از موارد، این مخاطره آمیزترین ایده ها هستند که بیشترین رشد و پیشرفت را برای کسب و کار به ارمغان می آورند.

سرعت پیشرفت کار را افزایش می دهد

کار گروهی می تواند به کسب و کار کمک کند تا به انجام پروژه های کاری خود سرعت بدهد. با گرد هم آوردن کارکنان بخش های مختلف برای کار بر روی یک پروژه، می توان مشکلات یا تنگناها را بهتر و سریع تر حل و فصل کرد. به عنوان مثال، گاهی خودروسازان برای طراحی اتوموبیل از این روش استفاده می کنند. آنها به جای مرحله بندی کردن طراحی و ارجاع آن به بخش های مختلف، مثل بخش های طراحی و مهندسی، گروهی متشکل از کارکنان آن بخش ها تشکیل می دهند. چنانچه مشکلی پیش بیاید، کل تیم می تواند روی آن کار کند و لذا کار سریع تر پیش خواهد رفت.

کار گروهی تعاملات و ارتباطات را گسترده تر می کند

کار گروهی فرصت فوق العاده ای برای آشنایی با سایر کارکنان و تقویت انسجام و یکپارچگی شرکت است. از این طریق، تعاملات بین بخش های مختلف افزایش پیدا می کند و جریان اطلاعات در میان بخش های مختلف سیر روان تری به خود می گیرد.

حرف آخر
شاید کلمه «من» در تیم معنایی نداشته باشد، اما کار گروهی می تواند برای تک تک اعضای گروه نیز نافع و سودمند باشد. بنابراین اجازه ندهید که غریزه رقابت طلبی مزاحم رشد شما در فضای کار شود. در عوض، نحوه مدیریت و حل اختلافات را یاد بگیرید و به هم گروهی های خود اعتماد داشته باشید تا بتوانند بهترین ایده ها را عرضه کنند. لذا از هم گروهی های خود کمک بگیرید و به کمک مهارت های یکدیگر، نتایج بهتری را برای کسب و کار رقم بزنید.
Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای مزایای کار گروهی در کسب و کار بسته هستند

بازاریابی درونگرا چیست؟ تعریف و انواع بازاریابی درونگرا

همه ما با مفهوم بازاریابی آشنا هستیم و به احتمال قریب به یقین هدف انواع مختلفی از بازاریابی قرار گرفته ایم. اما آیا با عبارت «بازاریابی درونگرا» آشنایی دارید؟ ما در این مقاله به شرح بازاریابی درونگرا و همچنین انواع آن خواهیم پرداخت.

بازاریابی درونگرا چیست؟
بازاریابی درونگرا (Inbound Marketing) که با نام های بازاریابی ربایشی یا جاذبه ای نیز شناخته می شود، یکی از استراتژی های بازاریابی است که با استفاده از انواع مختلف بازاریابی کششی (Pull Marketing که به فرآیندهای فعالی اشاره دارد که موجب ایجاد انگیزه در مشتریان برای خرید محصول یک برند می شود)، مانند بازاریابی محتوایی، وبلاگ نویسی، برگزاری رویدادهای مختلف، سئو، رسانه های اجتماعی و مواردی از این قبیل، آگاهی نسبت به برند را افزایش داده و مشتریان بیشتری را به سمت کسب و کار جذب می کند.

به منظور روشن تر شدن تعریف بازاریابی درونگرا بد نیست که از قیاس استفاده کرده و آن را با متضادش یعنی بازاریابی برونگرا (Outband Marketing) مقایسه کنیم.

در بازریابی برونگرا، بازاریاب تلاش می کند تا مشتری پیدا کند، اما بازاریاب از طریق بازاریابی درونگرا توجه مخاطب را جلب کرده و پیداکردن برند مورد نظر را تسهیل می کند.

چرا بازاریابی درونگرا اینقدر مورد توجه قرار گرفته است؟
ما در دورانی زندگی می کنیم که عصر انفجار اطلاعات نامیده شده، اما توجه در آن نایاب است و در عین حال سرعت تولید اطلاعات هم هر لحظه بیشتر می شود. مطالعات IBM نشان می دهد که ما هر روز ۲۰۵ کوانتیلیون (یک با ۱۸ صفر) بایت داده تولید می کنیم. این رقم آنقدر رشد تصاعدی داشته که ۹۰ درصد از داده های جهان تنها در طول دو سال گذشته تولید شده است.
خریداران عصر حاضر توانمندتر شده اند. دنیای اینترنت هر اطلاعاتی که به آن نیاز داشته باشند را فوراً در اختیارشان قرار می دهد. در واقع، تنها با چند حرکت انگشتان خود می توانند جزئیات ویژگی های محصول، قیمت و نقد و نظرات مختلف را به شکل دقیقی در اختیار داشته باشند. در این میان، در حالیکه رسانه های اجتماعی آنها را به اشتراک گذاری اطلاعات ترغیب می کنند، دستگاه های موبایل نیز محدودیت های مکانی و زمانی این تجربه ها را حذف کرده اند.

«بازاریابی درونگرا به این دلیل اینقدر قدرتمند است که این قدرت را به شما می دهد تا به خواسته جستجوکننده یا مصرف کننده درست در همان زمانی که ابراز نیاز می کند پاسخ بدهید. در هر زمینه ای که از این نوع از بازاریابی استفاده کنید، به واسطه آن، اعتماد، شهرت و اعتبار به وجود خواهد آمد.»
جاشوآ گیل، مشاور بازاریابی درونگرا و سئو

به همین دلیل، تأثیر تاکتیک های بازاریابی سنتی که مبتنی بر «اجاره یا قرض گرفتن» توجه مخاطب هستند و در واقع، در این فرآیند برای خریدار مزاحمت هم ایجاد می کنند، روز به روز کمتر می شود.

«اگرچه شرایط با توجه به پیچیدگی محصول و بلوغ بازار فرق می کند، اما خریداران امروزی در هنگام تعامل با فروشنده، احتمالاً چیزی بین دو سوم تا ۹۰ درصد از مسیر خرید خود را طی کرده اند.»
شرکت تحقیقاتی فارستر، فیزیک جدید مدیریت مشتری راغب به درآمد، کاری از لوری ویزدو

دور، دور بازاریابی درونگرا است!
شرکت های مختلف در تلاش برای جایگزینی تاکتیک های بازاریابیِ مبتنی بر «اجاره توجه»، به دنبال روش های تازه ای هستند که در ایجاد آگاهی نسبت به برند، تعمیق روابط و تولید مشتری راغب عملکرد بهتری را به ارمغان می آورند.
جان کلام اینکه بازاریابی درونگرا مشتریان بالقوه را به سمت شما جلب می کند و دیگر نیازی نیست که شما به دنبال آنها بروید. بازاریابی درونگرا به آنها کمک می کند تا شرکت شما را در مراحل اولیه تصمیم گیری خود پیدا کنند، که این به نوبه خود تاثیر عمیق تری را بر تصمیم گیری نهایی آنها بر جای خواهد گذاشت.

چرا برای بقا به بازاریابی درونگرا احتیاج دارید؟
بازاریابی درونگرا مزایای متعددی را با خود به همراه می آورد و چنانچه به درستی از آن بهره برداری کنید، می تواند:

ارجحیت برند در ذهن مشتری را تقویت کرده و بر فروش آتی تاثیر بگذارد؛
امکان به اشتراک گذاری در رسانه های اجتماعی را فراهم می کند و تعداد لینک های ورودی یا بک لینک را افزایش می دهد؛
کنترل را در دستان مشتری قرار می دهد؛
با سئو (بهینه سازی برای موتورهای جستجو) هماهنگ و همگام است؛
آگاهی نسبت به برند را تقویت می کند؛
امکان تعامل مشتریان با برند در زمان مورد علاقه یا به هنگام نیازشان را در تمام ساعات روز و هفته و سال فراهم می کند؛
در مقایسه با روش های بازاریابی سنتی، مشتریان راغب مناسب تری را با هزینه کمتر تأمین می کند.

بر خلاف روش های قدیمی بازاریابی، تکنیک های بازاریابی درونگرا با گذشت زمان می توانند پشتوانه یکدیگر باشند و همدیگر را تقویت کنند. به عنوان مثال، یک آیتم محتوایی قوی می تواند منافع کوتاه مدت و بلندمدت فراوانی را عاید کسب و کار کند. چنین محتوایی توجه مخاطبان هدف را به شرکت شما جلب می کند و تا هنگامی که آن را از روی سایت برنداشته اید، همچنان به عنوان منبعی برای تأمین مشتری عمل خواهد کرد. همینطور که محتوا بیشتر در معرض دید قرار می گیرد، آن محتوا به کمک سئو، به اشتراک گذاری ها و پیشنهاد و توصیه کاربران به هم می تواند به منبعی برای جذب ترافیک بیشتر تبدیل شود.

«نکته مهم، تنظیم یک استراتژی برای تولید محتوای مناسب با توجه به ویژگی های مشتریان هدف و مرحله ای از خرید است که در آن هستند. از این طریق، محتوای ارزشمندی که مستقیماً برای بازدیدکنندگانِ متناسب تدارک دیده شده را در اختیار آنها قرار می دهید. همین به حرکت رو به جلوی آنها در مراحل چرخه فروش، پاسخگویی به اعتراضات و همچنین اعتمادسازی کمک خواهد کرد. همه این عوامل به کاهش زمان لازم برای فروش، افزایش مشتریان راغب متناسب و تسهیل فروش برای تیم فروش منجر خواهد شد.»
لوک سامِرفیلد، مدیر بازاریابی درونگرای شرکت ساوی پاندا

انواع بازاریابی درونگرا : عامل موفقیت کمپین های درونگرا چیست؟
هیچ یک از تاکتیک های بازاریابی درونگرا به تنهایی نمی توانند بهترین عملکرد ممکن را از خود نشان بدهند.

«بازاریابی درونگرا را نمی توان به دسته بندی های مجزایی تقسیم بندی کرد که هر کدام قدرت و تاثیر خودشان را دارند. با وجود اینکه برای جذب بازدیدکننده از طریق جستجوی طبیعی به سئو وابسته هستیم، اما اگر محتوایی وجود نداشته باشد آن سئو کاری را از پیش نخواهد برد. بدون استفاده از رسانه های اجتماعی هم مطالب وبلاگ به دست کاربران جدید علاقمند نخواهد رسید. به علاوه، سئو، محتوا و رسانه های اجتماعی در غیاب یک فرآیند متقن برای تولید مشتری راغب کاملاً بی فایده خواهند بود.»
بیل فِیث، کارآفرین، سخنران و کارشناس بازاریابی درونگرا

اغلب قریب به اتفاق کمپین های موفق بازاریابی درونگرا به صورت توأمان از همه یا بخش هایی از این انواع بازاریابی درونگرا استفاده می کنند:

سئو (SEO)
سئو یا بهینه سازی برای موتورهای جستجو یکی از مولفه های جدانشدنی انجام یک بازاریابی درونگرای موثر است. استفاده از آنالیز کلمه کلیدی، طراحی خوش ساختار وبسایت و سایر روش های صحیح و موثر سئو برای رساندن شرکت به صدر فهرست نتایج جستجو، به شما اطمینان خواهد داد که محتوای مورد نظر توسط مخاطبان مناسبی دیده خواهد شد و مشتریان راغب مناسبی را جذب می کند.

وبلاگ نویسی
وبلاگ نویسی که از متداول ترین روش های بازاریابی درونگرا است می تواند نقش مهم و ارزشمندی را در جذب ترافیک و پرورش مشتری راغب بر عهده بگیرد.

رسانه های اجتماعی
در شرایطی که ۶۷ درصد از کاربران بالغ فضای مجازی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات از رسانه های اجتماعی کمک می گیرند، چشم پوشی از قدرت جوامع اینترنتی محبوبی مانند فیسبوک، توییتر، پینترست و اینستاگرام چیزی نیست که بتوانید از پس خسارت های آن برآیید.

رویدادهای زنده و وبینار
به کمک سمینارهای اینترنتی یا وبینار، و همچنین برگزاری یا حضور در رویدادهای زنده می توانید بازاریابی درونگرای خود را به فاز جدیدی وارد کنید.

البته بازاریابی درونگرا به همینجا ختم نمی شود. ویدیوها، مقالات، کتابهای الکترونکی، خبرنامه ها، سخنرانی ها و هر فرصتی برای به اشتراک گذاشتن محتوای ارزشمند، فرصتی برای استفاده از قدرت بازاریابی درونگراست.

چگونه بازاریابی درونگرا را شروع کنیم؟
هر چه بیشتر روی بازاریابی درونگرا سرمایه گذاری کنید، بازگشت سرمایه بیشتری را شاهد خواهید بود. در عین حال، تولید محتوای جذاب و تاثیرگذار، بیشتر از سرمایه مالی، به سرمایه فکری نیاز دارد. لذا در این زمینه فقط پول مطرح نیست، بلکه باید فکر شده و حساب شده عمل کرد.

برای شروع استفاده از بازاریابی درونگرا مراحل زیر را طی کنید:

مخاطب هدف خود را شناسایی کنید و تا می توانید درباره وی اطلاعات کسب کنید. به خاطر داشته باشید که تا وقتی که با مشتری هدف، نیازها، خواسته ها و انگیزه های وی آشنایی ندارید نمی توانید محتوایی تولید کنید که برای او مفید باشد یا به مذاق وی خوش بیاید.
داستان منحصر به فرد و جذاب خود را تنظیم کنید: چرا مشتری باید برای مصرف محتوای شما وقت بگذارد؟
بستری که برای انتقال پیام از آن استفاده خواهید کرد را مشخص کنید. آیا در وبلاگ شرکت مطلب می نویسید؟ از توییتر استفاده می کنید؟ فیسبوک؟ یا رسانه های اجتماعی دیگر؟
یک برنامه زمانی برای انتشار محتوا تنظیم کرده و بر طبق همان عمل کنید.

لازم و ضروری است که به نحوی برنامه ریزی کنید که محتوای تازه و مناسب به طور منظم تولید شود تا در ارتباط و اعتبار شما خللی به وجود نیاید. به خاطر داشته باشید که شالوده مطالب شما باید بر مسائل مرتبط با مشتریان استوار باشد و نه مشکلات و موضوعاتی که با کسب و کار خودتان در ارتباط هستند.

«بازاریاب ها به جای تمرکز بر تولید محتوا به اندازه «کافی» باید روی تولید محتوای با کیفیت تمرکز کنند، محتوایی که به درد مخاطب می خورد و برند و اعتبار می سازد. محتوای خوب و مناسب به اشتراک گذاشته می شود، دامنه دسترسی به محتوا و شما را گسترش می دهد، آگاهی و توجه مردم نسبت به برند شما را بیشتر می کند و اعتماد و در نهایت مشتریان راغب بیشتری را برای شما به ارمغان خواهد آورد. محتوای نامناسب باعث از دست رفتن دنبال کنندگان و شهرت شما خواهد شد.»
استِیسی چالمِرز، مشاور بازاریابی درونگرا

ضمناً به صورت هفتگی برای تجزیه و تحلیل آمار و نتایج کسب شده وقت بگذارید. این کار به شما کمک می کند تا میزان اثربخشی اقدامات خود در راستای بازاریابی درونگرا را مشخص کرده و نقاط ضعف موجود را اصلاح کنید.

از اتوماسیون بازاریابی استفاده کنید
به منظور بهره برداری حداکثری از مزایای بازاریابی درونگرا باید آن را با برخی از اقدامات مربوط به بازاریابی برونگرا، مانند پرورش مشتری راغب، امتیازدهی به مشتریان راغب و سایر مولفه های اتوماسیون بازاریابی ترکیب کرد.
اتوماسیون بازاریابی، ابزارها و استراتژی های لازم برای تبدیل طرفداران و دنبال کنندگان به مشتریان راغب و بالفعل را در اختیار بازاریاب قرار می دهد. این از طریق پرورش رابطه با مشتریان راغبی محقق می شود که هنوز آمادگی لازم برای خرید را ندارند (معمولاً از طریق کمپین های ایمیل مارکتینگ). به علاوه، اتوماسیون با کمک به شما در تفکیک مشتریان راغب مناسب از مشتریان نه چندان مناسب باعث افزایش بهره وری اقدامات درونگرای شما خواهد شد. افزون بر این، اتصال اتوماسیون بازاریابی به سیستم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) این اطمینان را به شما می دهد که هیچ یک از مشتریان را از قلم نخواهید انداخت.
در واقع، استفاده از اتوماسیون بازاریابی در کمپین های بازاریابی درونگرا به مثابه سوخت رسانی به موتور بازاریابی شما است. برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با اتوماسیون بازاریابی، این مطلب با عنوان ۵ نکته برای فروشندگان در جهت افزایش فروش به کمک اتوماسیون بازاریابی را مطالعه کنید.

سنجش و ارزیابی میزان موفقیت خود را یاد بگیرید
برای سنجش موفقیت بازاریابی درونگرا می توان از شاخص های متعدد و متفاوتی استفاده کرد. چه رتبه سئو را به عنوان متر و معیار انتخاب کنید یا لینک های ورودی و یا تعداد مقالات منتشر شده، در هر صورت دید شما نسبت به عملکرد کمپینی که اجرا کرده اید بازتر خواهد شد.
در عین حال، همه تصمیمات خود را بر مبنای اقدامات و آمار ظاهری بازاریابی اتخاذ نکنید. به عنوان مثال، شاید ۵۰۰۰ دنبال کننده در توییتر تحسین برانگیز به نظر برسد، اما این رقم از نظر نتایجی که واقعاً برای کسب و کار شما به بار می آید نمی تواند چیز زیادی را نشان بدهد. لذا در عوض، باید به شاخص های مالی که نشان می دهند که بازاریابی چگونه و تا چه حد به رشد کسب و کار شما و تقویت آن در مقایسه با رقبا کمک کرده توجه داشته باشید.
یکی از شاخص های ارزشمند موثر در کسب موفقیت، ترافیک طبیعی است که باعث می شود که مردم از طریق روشهای دیگری به جز تایپ کردن آدرس وبسایت تان در نوار مرورگر خود یا جستجوی نام برندتان بتوانند شما را پیدا کنند. مثلاً فرض کنیم که یک شرکت کاریابی دارید و یک مشتری بالقوه عبارت «کاریابی در یزد» را در گوگل جستجو می کند. اگر نام شرکت شما در بالای نتایج قرار بگیرد می توانید از مزایای جستجوی طبیعی بهره مند شوید. نظارت بر اینکه چقدر از این ترافیک به مشتری راغب تبدیل می شود می تواند نقاط نیازمند به اصلاح و تقویت را برای شما مشخص کند. با زیر نظر گرفتن رویه های جاری (و نه فقط اعداد و ارقام) می توانید یک قدم از این فراتر بروید و متوجه بشوید که حضور شما در اینترنت تا چه حد بهبود پیدا کرده است. برخی از سیستم های اتوماسیون بازاریابی به طور پیش فرض این امکان را دارند که اطلاعاتی از این دست را در اختیار شما قرار بدهند.

حرف آخر: از قدرت بازاریابی درونگرا به نفع خود بهره برداری کنید
در دنیای امروز که سرعت در آن حرف اول را می زند و اینترنت و رسانه های اجتماعی تقریباً همه تصمیمات روزمره ما را تحت تاثیر قرار می دهند، مشتریان بیش از هر زمان دیگری در معرض حجم انبوهی از داده ها و اطلاعات قرار گرفته اند. این پدیده نه تنها آنها را مطلع تر کرده، بلکه روند خرید مشتریان را نیز تغییر داده است. لذا تمامی فعالیت های بازاریابی باید برای تطبیق با این تغییر، جرح و تعدیل شوند.
کسب و کارهای امروزی به این درک رسیده اند که برای سوددهی به چیزی فراتر از اقدامات برونگرا نیاز دارند. بنابراین به منظور جذب مشتریان راغب بیشتر و افزایش اعتبار برند باید از تکنیک های بازاریابی درونگرا بهره برداری کرد. کسب و کارهای مختلف برای موفقیت در بازاریابی درونگرا باید رویکرد حساب شده ای نسبت به تولید محتوا داشته باشند، از ابزارهای اتوماسیونی استفاده کنند که می تواند در جهت پرورش و امتیازدهی به مشتریان راغب کارآمد باشد، و روند حرکت این مشتریان راغب در قیف فروش را کارآمدتر کرده و بهبود ببخشند.
Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای بازاریابی درونگرا چیست؟ تعریف و انواع بازاریابی درونگرا بسته هستند

اهمال کاری : چطور کارمان را به موقع انجام بدهیم؟

چیزی به موعد تحویل پروژه باقی نمانده و صدای تیک تاک ساعت هم به گوش می رسد. شما به سختی کار می کنید تا قبل از ساعت ۵ بتوانید کار را به انتها برسانید و در این میان، خودتان را لعن و نفرین می کنید که چرا زودتر شروع نکرده اید.
چطور به اینجا رسیدید؟ چه اشتباهی کرده بودید؟ چرا توجه کافی نداشتید؟
وقت هم که کم نداشتید. دقایق و ساعت های متمادی را برای چک کردن شبکه های اجتماعی یا پرداختن به کارهایی صرف کرده اید که به راحتی می توانستید انجام آنها را به زمان دیگری موکول کنید.

به احتمال قریب به یقین درگیر چنین موقعیت هایی شده اید. البته باید به اطلاع تان برسانیم که تنها نیستید.
اهمال کاری (Procrastination) یا همان به تعویق انداختن کارها، دامی است که بسیاری از ما گرفتار آن می شویم. در واقع، بر طبق ادعای یکی از محققان و نویسنده ای که در زمینه اهمال کاری فعالیت دارد، ۹۵ درصد از مردم کمابیش اهمال کاری می کنند. البته شاید اطلاع از اینکه فقط شما اهمال کار نیستید آرامش بخش باشد، اما بدون شک اطلاع از اینکه این اهمال کاری چقدر می تواند شما را در زندگی عقب بیندازد غافلگیرتان خواهد کرد.
ما در این مقاله به دلایل این پدیده نگاهی می اندازیم و سپس راهکارهایی را در جهت جلوگیری از اهمال کاری ارائه خواهیم کرد.

آیا اهمال کاری همان تنبلی است؟
غالباً اهمال کاری مترادف با تنبلی در نظر گرفته می شود، اما در واقع این دو با هم متفاوت هستند.
اهمال کاری یک فرآیند فعال است؛ به این معنی که خودتان انتخاب می کنید و تصمیم می گیرید که به جای کاری که باید انجام بدهید به کار دیگری مشغول شوید. اما تنبلی با انفعال، عدم تحرک و بی میلی به انجام کار هم رده است.
معمولاً هنگامی اهمال کار می شوید که یک کار ناخوشایند، اما احتمالاً مهم تر را به خاطر کاری که لذت بخش تر و آسان تر است کنار می گذارید.
متاسفانه، تسلیم شدن در برابر این هوس می تواند عواقب ناخوشایند فراوانی را دربرداشته باشد. به عنوان مثال، حتی اهمال کاری های جزئی نیز علاوه بر ایجاد احساس گناه یا شرمساری در وجود ما، اغلب به کاهش بهره وری و کارآمدی منجر می شود و چه بسا در مسیر رسیدن به اهداف مان برای ما مشکل ساز شود.
چنانچه به اهمال کاری عادت کنیم، به تدریج نسبت به کارمان بی انگیزه و دلسرد می شویم که این به نوبه خود می تواند به افسردگی و حتی اخراج از کار منتهی شود.

چگونه اهمال کار نباشیم
اهمال کاری هم به مانند بیشتر عادت های دیگر قابل ترک است. برای مدیریت و جلوگیری از اهمال کاری مراحل زیر را دنبال کنید:

گام اول: نمونه های اهمال کاری خود را پیدا کنید
شاید کاری را به این خاطر به تعویق انداخته اید که باید وظایف و فعالیت های روزانه تان را مجدداً سازماندهی و اولویت بندی کرده و دوباره برنامه ریزی کنید. اگر کار مهمی را به دلیل (واقعاً) خوبی به تاخیر می اندازید، لزوماً اهمال کاری نکرده اید. اما چنانچه بدون تعیین هیچ زمانی برای انجام کاری آن را به تعویق می اندازید، یا به خاطر اینکه می خواهید کاری را انجام ندهید به سراغ انجام کار دیگری می روید، در اینصورت احتمالاً اهمال کاری کرده اید.
انجام کارهایی مانند موارد زیر می تواند حاکی از اهمال کاری شما باشد:

روزتان را با کارهایی که اولویت کمی دارند پر می کنید.
کاری که اهمیت دارد را مدت ها در فهرست کارهایی که باید انجام بدهید نگه می دارید.
پیام های دریافتی را بدون تصمیم گیری درباره اینکه باید با آنها چکار کنید چند بار می خوانید.
کاری که اولویت بالایی دارد را شروع می کنید و به سراغ شبکه های اجتماعی یا دستگاه قهوه ساز می روید.
به جای پرداختن به کارهای مهمی که باید انجام بدهید، وقت خود را با کارهای بی اهمیتی پر می کنید که دیگران به شما محول می کنند.
انجام کارها را به زمانی موکول می کنید که «حالش را داشته باشید» یا «وقتش برسد».

با توجه به موارد بالا، نمونه های مشابه در رفتار خود را پیدا کنید و به این درک برسید که اهمال کاری می کنید.

گام دوم: دلیل اهمال کاری را پیدا کنید
پیش از آنکه بتوانید اهمال کاری را کنار بگذارید، باید دلیل یا دلایل اهمال کاری خود را پیدا کنید.
به عنوان نمونه، آیا کار خاصی را به این خاطر که کسالت آور یا ناخوشایند است به تعویق می اندازید؟ در اینصورت، هر چه سریع تر آن را از سر راه بردارید تا بتوانید روی فعالیت هایی تمرکز کنید که برای شما لذت بخش تر هستند.

یکی از دلایل اصلی اهمال کاری، بی نظمی یا فقدان سازماندهی است. آدم های منظم به این خاطر که فهرست های اولویت بندی شده ای برای انجام کار دارند و برای برنامه ریزی در زندگی خود جایگاه ویژه ای قائلند به دام اهمال کاری نمی افتند. لذا استفاده از فهرست های اولویت بندی شده و برنامه ریزی صحیح می تواند باعث غلبه بر اهمال کاری شود.
البته حتی اگر آدم منظمی هم باشید باز هم هیچ بعید نیست که کاری به شما محول شود که رغبتی به انجام آن ندارید. شاید نسبت به توانایی های خود تردید داشته باشید و از شکست بترسید، بنابراین آن کار را به تعویق می اندازید و با انجام کاری که می دانید که از عهده آن بر می آیید به خودتان آرامش می دهید.
به علاوه، جالب اینجاست که برخی از مردم از موفقیت هم به اندازه شکست واهمه دارند. اینگونه افراد تصور می کنند که موفقیت باعث می شود که تقاضاهای بیشتری برای انجام کارهای دیگری هم به سوی آنها روانه شود و لذا به همین دلیل به سمت و سوی اهمال کاری می روند.
نکته جالب دیگر اینکه انسانهای کمال گرا هم غالباً اهمال کار هستند. این افراد ترجیح می دهند که کاری که احساس می کنند که توانایی لازم برای انجام آن به بهترین شکل ممکن را ندارند را به تعویق بیندازند تا بلکه شاید بتوانند بعداً به نحو مطلوب خودشان آن را به انجام برسانند.
یکی دیگر از دلایل عمده اهمال کاری، ضعف در تصمیم گیری است. اگر نتوانید برای گزینه ای که باید انتخاب کنید تصمیم بگیرید، احتمالاً همه چیز را به بعداً موکول می کنید تا از زیر بار تصمیم گیری رها شوید یا مبادا تصمیم اشتباهی بگیرید.
هشدار: اهمال کاری برای بعضی از مردم چیزی بیشتر از یک عادت بد بوده و در واقع، نشانه ای از یک بیماری جدّی است. به عنوان مثال، اختلال کم‌توجهی – بیش‌فعالی، اختلال وسواس فکری-عملی، اضطراب، و افسردگی همگی با اهمال کاری در ارتباط هستند. به علاوه، تحقیقات نشان می دهد که اهمال کاری می تواند باعث ایجاد استرس حاد و بیماری شود. چنانچه از اهمال کاری مزمن یا به اصطلاح ناتوان ساز رنج می برید، شاید یکی از این بیماری ها گریبانگیر شما شده باشد و لذا باید فوراً به یک متخصص مراجعه کنید.

گام سوم: از استراتژی های ضد اهمال کاری استفاده کنید
اهمال کاری یک عادت است. این یعنی که احتمالاً نمی توانید یک شبه آن را ترک کنید. عادت ها فقط هنگامی دیگر عادت نیستند که از انجام و تکرار آنها خودداری می کنید. بنابراین برای اینکه بتوانید احتمال موفقیت خود را بالا ببرید، از گزینه های زیر استفاده کنید:

خودتان را به خاطر اهمال کاری های گذشته ببخشید. مطالعات نشان می دهد که بخشیدن خود می تواند به شما کمک کند تا احساس مثبت تری نسبت به خودتان داشته باشید و احتمال اهمال کاری در آینده را کاهش می دهد.
تمرکز کنید. روی انجام کار تمرکز کنید، نه فرار از آن. کارهایی که باید انجام بدهید را بنویسید و برای اتمام هر کدام یک محدودیت زمانی در نظر بگیرید. این به شما کمک می کند تا حواس تان به انجام کارتان باشد.
به خودتان قول یک پاداش را بدهید. اگر کاری را به موقع تمام کردید، به خودتان پاداش بدهید، مثلاً یک تکه کیک یا یک فنجان قهوه از کافی شاپ مورد علاقه تان. ضمناً به احساس خوبی که تمام کردن کار در شما ایجاد می کند دقت کنید و عامدانه از آن لذت ببرید.
از یک نفر بخواهید تا پیگیر شما باشد. توجه و فشار از جانب دیگران تاثیرگذار است. در واقع، جلسات گروه درمانی بر پایه همین اصل برگزار می شوند.
اجازه ندهید که هیچ کاری روی زمین بماند. به محض اینکه کاری پیش می آید انجامش بدهید و آن را به زمان دیگری موکول نکنید.
گفتگوی درونی خود را تغییر بدهید. به عنوان مثال، عبارت های «باید» یا «مجبورم» به طور ضمنی حاکی از آن هستند که هیچ حق انتخابی در کاری که انجام می دهید ندارید. این می تواند در شما احساس ضعف به وجود بیاورد و حتی به از دست رفتن اعتماد به نفس تان منجر شود. از طرف دیگر، استفاده از عباراتی مثل «انتخاب می کنم» یا «تصمیم می گیرم» حاکی از آن است که کنترل در دستان شماست و احساس بهتری را نسبت به کار ایجاد می کند.
عوامل مزاحم و حواس پرتی ها را به حداقل برسانید. هنگامی که مشغول به کار هستید حواس تان به ایمیل و شبکه های اجتماعی نباشد و از تلویزیون و هر چیزی که می تواند حواس شما را پرت کند فاصله بگیرید.
قورباغه بزرگتر را زودتر بخورید! اگر کتاب «قورباغه را قورت بده» را خوانده باشید این مورد را درک می کنید. اما اگر فرصت مطالعه آن را نداشته اید، منظورمان این است که کارهایی که احساس می کنید که دشوارتر یا ناخوشایندتر هستند را زودتر انجام بدهید. این باعث می شود که بقیه روز را برای انجام کارهایی که بیشتر به آنها علاقمند هستید در اختیار داشته باشید.

نکته: به عنوان یک گزینه دیگر می توانید از روش «هنر تاخیر» استفاده کنید. تحقیقات نشان می دهد که «اهمال کاری آگاهانه»، به معنی به تعویق انداختن عمدی شروع یک کار به منظور تمرکز روی کارهای فوری و ضروری دیگر، می تواند احساس درگیری و انگیزه شما برای انجام کارها را تقویت کند. اگر از آن دسته از آدم هایی هستید که تحت فشار بهتر کار می کنند، این استراتژی بیشتر به درد شما می خورد. در عین حال حواس تان باشد که به گونه ای برنامه ریزی کنید تا بار مسئولیت شما بر دوش همکاران تان نیفتد.
اگر به خاطر ناخوشایند بودن کاری در انجام آن اهمال کاری می کنید، سعی کنید که روی نتایج بلندمدت انجام آن تمرکز کنید. تحقیقات نشان می دهد که یکی از دلایلی که بیشتر باعث اهمال کاری می شود توجه به نتیجه آنی یا کوتاه مدت است. لذا با شناسایی مزایای بلندمدتِ به سرانجام رساندن کار با اهمال کاری مبارزه کنید. به عنوان مثال، آیا انجام کار مورد نظر نمی تواند روی گزارش سالانه عملکرد یا پاداش پایان سال تان تاثیر بگذارد؟
یکی دیگر از روشهای خوشایندتر کردن کار، شناسایی عواقب ناخوشایند انجام ندادن آن است. مثلاً اگر کار مورد نظر را انجام ندهید چه می شود و روی اهداف شخصی، گروهی یا سازمانی شما چه تاثیری می گذارد؟
علاوه بر اینها، می توانید زاویه دید خود نسبت به کار مورد نظر را تغییر بدهید تا ارزش آن در نظر شما افزایش پیدا کند. ضمناً به خاطر داشته باشید که ما غالباً در ناخوشایندی کار مبالغه می کنیم، لذا این روش را هم امتحان کنید؛ چه بسا خیلی زود به این نتیجه برسید که کار مورد نظر آنقدرها که فکر می کرده اید بد و ناخوشایند نیست.
اگر دلیل اهمال کاری شما بی نظمی است، استراتژی های زیر می تواند به شما کمک کند:

همیشه فهرستی از کارهای روزانه خود داشته باشید. این باعث می شود که آن کارهای سخت یا ناخوشایند را خیلی راحت فراموش نکنید.
فهرست خود را اولویت بندی کنید.
برنامه ریزی و مدیریت پروژه را یاد بگیرید.
دشوارترین کارها را در اوج توانایی تان انجام بدهید. ببینید که در کدام قسمت از روز عملکرد بهتری دارید و کارهایی که دشوارتر هستند را برای آن موقع در نظر بگیرید.
اهداف دارای محدودیت زمانی برای خودتان تعیین کنید. وجود این محدودیت به شما فرصتی برای اهمال کاری نمی دهد.
از برنامه های مدیریت وظایف یا زمان استفاده کنید. برنامه های موبایلی و کامپیوتری رایگان فراوانی وجود دارند که می توانند در این زمینه به شما کمک کنند.

اگر احساس می کنید که دلیل اهمال کاری شما دشواری کارهاست، سعی کنید که روند انجام کار را به بخش های کوچکتری تقسیم کنید و به جای اتمام، روی شروع کار تمرکز کنید. نویسنده ای به نام جِفری کومز در کتاب خود با نام «درمان اهمال کاری» پیشنهاد می کند که کارها در بازه های زمانی ۱۵ دقیقه ای انجام شوند.
سرانجام اگر به این نتیجه رسیدید که علت اهمال کاری شما به این دلیل است که نمی توانید کاری که باید انجام بدهید را انتخاب کنید یا کلاً با تصمیم گیری مشکل دارید، تلاش کنید تا به کمک مطالب و آموزشهایی که در مورد تصمیم گیری موجود است بر این مشکل غلبه کنید.

خلاصه و حرف آخر
اهمال کاری، عادت به تعویق انداختن کارهای مهم و معمولاً انجام فعالیت های لذت بخش تر، آسانتر و کم اولویت تر به جای آنهاست. اهمال کاری با تنبلی که در واقع عدم تمایل به انجام کار است تفاوت دارد.
اهمال کاری می تواند توانمندی بالقوه شما را محدود کند و پیشرفت شما را به خطر بیندازد. به علاوه، در کار گروهی اختلال ایجاد می کند، روحیه کاری را تضعیف کرده و حتی به افسردگی و بیکاری منجر می شود. بنابراین لازم است که هر چه زودتر در جهت حذف این عادت اقدام کنید.
اولین قدم برای غلبه بر اهمال کاری رسیدن به این درک است که اهمال کاری می کنید. سپس دلایل پشتوانه آن را پیدا می کنید و با استفاده از استراتژی های مناسب به سراغ مدیریت و غلبه بر این رفتار می روید.

منبع (با جرح و تعدیل)
Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای اهمال کاری : چطور کارمان را به موقع انجام بدهیم؟ بسته هستند

از اسپیگن با اطمینان خرید کنید، رایگان درب منزل تحویل بگیرید

متفاوت ترین مجله اینترنتی …

خانه

خطای ۴۰۴ – صفحه مورد نظر یافت نشد

متاسفیم، صفحه مورد نظر یافت نشد. این احتمال وجود دارد که اشتباه از سمت ما باشد.

<![CDATA[

]]>

تمام حقوق برای گویا آی تی محفوظ است. هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه قبلی ممنوع است.

Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای از اسپیگن با اطمینان خرید کنید، رایگان درب منزل تحویل بگیرید بسته هستند

بازاریابی ویروسی : ۱۰ نوع پستی که ویروسی می شوند

یک ویروس را در نظر بگیرید. ویروس موجودی است که هر ثانیه تکثیر می شود و به تک تک سلول های بدن راه پیدا می کند. حالا همین ایده را در دنیای بازاریابی پیاده می کنیم.
همانطور که خود عبارت بازاریابی ویروسی نشان می دهد، محتوای ویروسی محتوایی است که در یک بازه زمانی کوتاه توسط جمعیت قابل توجهی دیده شده، لایک گرفته، به اشتراک گذاشته شده یا کامنت دریافت کرده است.
بازاریابی ویروسی هم به تکنیک و روش تولید محتوایی اشاره دارد که پتانسیل ویروسی شدن را داشته باشد.

ناگهانی بودن یکی از ویژگی های اصلی همه محتواهای ویروسی است. در واقع، اگر مصرف یک محتوا توسط کاربران اینترنت زمان زیادی برده باشد، آن محتوا را نمی توانیم ویروسی بنامیم.
تا اینجا را کمابیش در مطلب قبلی که در رابطه با بازاریابی ویروسی منتشر کرده بودیم پوشش دادیم. در ادامه این مطلب بیشتر روی محتوای ویروسی تمرکز خواهیم کرد.

رمزگشایی از محتوای بازاریابی ویروسی
اما چه چیزی باعث می شود که محتوا ویروسی شود؟ پاسخ به این سوال مثل پیش بینی کردن نتایج مسابقات فوتبال است؛ چه بسا تصور کنید که پیش بینی حساب شده ای کرده اید، اما همیشه احتمال اینکه نتیجه طور دیگری از آب در بیاید وجود دارد.
با این حال، جمع بندی نظرات افرادی که دستی بر آتش بازاریابی ویروسی دارند نشان می دهد که محتواهای ویروسی معمولاً در ویژگی هایی که در سرفصل بعد به آنها می پردازیم مشترک هستند.

ویژگی های مشترک آیتم های محتوایی ویروسی

محتوای ویروسی روی عواطف و احساسات تاثیر می گذارد

وجود یک محرک عاطفی باعث می شود که مخاطبان با محتوا درگیر شوند. اساساً محتوای ویروسی معمولاً و حتی همیشه یک احساس خاص را در انسان بر می انگیزد. این احساس می تواند غافلگیری، خشم، ناراحتی، شادمانی یا هیجان باشد.
به عنوان مثال، کوکا کولا در زمان ازدواج شاهزاده بریتانیا کمپینی را با هشتگ #ShareACoke به راه انداخت که طیّ آن، برچسب روی بطری های نوشابه خود را سفارشی کرده بود.

این به مردم انگیزه داد تا افراد دیگری که با آنها رابطه دارند – رئیس، دوست، برادر و موارد دیگر – را در شادی خود سهیم کنند. مخاطبان کوکا کولا این شرکت را ناامید نکردند و کمپین مورد اشاره به موفقیت قابل توجهی دست یافت.

محتوای ویروسی مفید است

آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا روی ویدیوهای آموزشی سریع تر کلیک می کنید؟ دلیلش این است که این نوع از محتوا عملاً به درد شما می خورد. ویدیوهای آموزشی تقریباً می توانند در هر زمینه ای به شما کمک کنند، از تعویض یک لامپ سوخته گرفته تا کاهش مجموع هزینه ها با خرید محصولات مناسب تر و مقرون به صرفه تر.

محتوای ویروسی به مذاق مخاطب هدف خوش می آید

این مورد به دقت خاصی نیاز دارد. برای تولید محتوای ویروسی باید نبض مخاطب هدف را در دست داشته باشید و از علایق، باورها، نوع واکنش و … آنها سر در بیاورید.
ترانه گانگام استایلِ خواننده کره ای، سای (Psy) نمونه خوبی از محتوای ویروسی است که به مذاق مخاطبان خوش آمد. این ویدیو فقط چند روز بعد از انتشار به عنوان پربازدیدترین ویدیو به صفحه اصلی یوتیوب راه یافت.

چگونگی انتشار گسترده و ویروسی شدن
ویکیپدیا درباره نحوه انتشار محتوای ویروسی می گوید: «در بازاریابی ویروسی، محتوا از طریق بازاریابی دهان به دهان با استفاده از اینترنت به صورت آنلاین گسترش پیدا می کند و برای دسترسی سریع به تعداد زیادی از مردم بسیار مفید است.»
توزیع محتوا معمولاً به روشهای زیر انجام می شود:

به صورت دهان به دهان: این نوع از انتشار به صورت لفظی و بین افرادی انجام می گیرد که یکدیگر را می شناسند. طبیعتاً ویروسی شدن محتوا صرفاً با استفاده از این روش امکانپذیر نخواهد بود.
از طریق رسانه های اجتماعی: رسانه های اجتماعی و وبسایت های شبکه سازی مانند فیسبوک، توییتر و اینستاگرام عوامل گسترش آوازه بسیاری از نمونه های مطرح محتوای ویروسی بوده اند. تعداد کاربران این سرویس ها چشمگیر است و به علاوه، به اشتراک گذاشتن محتوا در آنها به آسانی و به سرعت امکانپذیر است.

در ادامه به سراغ معرفی انواع پست هایی می رویم که بیشتر ویروسی می شوند.

۱۰ نوع محتوا که ویروسی می شوند
یکی از انواع محتوایی که بیش از همه در اینترنت به اشتراک گذاشته می شود، پست های وبلاگی است. اگرچه این پست ها پتانسیل ویروسی شدن را دارند، اما بدنیست که استفاده از انواع مختلف محتوا را نیز مد نظر قرار بدهیم:

معما و چیستان

معما، چیستان و پرسشنامه های کوتاه از جمله آیتم هایی هستند که پتانسیل ویروسی شدن را دارند.
ویژگی مهم این نوع از محتوا که آن را برای بازاریابی ویروسی مناسب تر می کند این است که به محض خواندن معما یا چیستان، ذهن مخاطب درگیر می شود و تا وقتی که پاسخ سوال را پیدا نکند آرام نمی گیرد.
به عنوان مثال، بازفید در فیسبوک صفحه ای دارد که کلاً مختص معما و چیستان است.

ترجمه تصویر: اگر یک زنبور در دست داشته باشید، چه چیزی در چشمان تان خواهد بود؟

ترجمه تصویر: اگر یک زنبور در دست داشته باشید، چه چیزی در چشمان تان خواهد بود؟
کاربران به خاطر چالشی که معما ایجاد می کند معمولاً به جمع سپاری (اشتراک گذاری) آن با دوستان خود  علاقه نشان می دهند.

اینفوگرافیک

آیا می دانستید که اینفوگرافیک ها معمولاً ۴ برابر سایر انواع محتوا لایک شده و به اشتراک گذاشته می شوند؟
اگر به دنبال جذابیت بصری هستید، اینفوگرافیک ها یکی از بهترین قالب های ارائه محتوا برای شما محسوب می شوند. اینفوگرافیک مختصر و مفید و جالب توجه است و از آن می توان برای سرگرمی، درگیرسازی و آموزش مخاطب استفاده کرد.
به عنوان مثال، توجه شما را به این اینفوگرافیک در وبسایت خودمان (گویا آی تی!) جلب می کنیم.

محتوای انگیزشی

در دنیای ماشینی امروز که مهر و محبت از آن رخت بربسته، همه به چیزی نیاز دارند تا به هوای آن هر روز صبح از خواب بیدار شوند، به سر کار بروند و تلاش کنند تا امروزشان از روز قبل بهتر باشد. به همین دلیل، یکی از متدوال ترین انواع محتوایی که در یوتیوب، ردیت، اینستاگرام و البته آپارات شاهد آن هستیم، پست های انگیزشی است.
موضوع این پست ها حرکات و رفتارهای مثبت، نقل قول هایی از افراد مشهور یا ثروتمند، داستانهای پندآموز و مواردی از این قبیل است که حس مثبتی را در تماشاگر بر می انگیزند.
محتوای انگیزشی چطور ویروسی می شود؟
به سادگی: اگر یک آیتم محتوایی، حاوی پیام جالب و عمیقی باشد که الهام بخش است، مردم با آن ارتباط برقرار کرده و به جمع سپاری آن با دیگران رغبت پیدا می کنند.

ترجمه متن تصویر: کمک های درمانی رایگان برای مردم دوسار. ۷۰۰ نفر از این طرح استفاده کرده اند.

این پست توییتری باعث برانگیختن حس تحسین مردم نسبت به تلاش های انجام شده در مناطق محروم کشمیر می شود. از دید مخاطب، به اشتراک گذاری این پست حاکی از اهمیت و ارزشی است که برای این قبیل اعمال انسان دوستانه قائل است و حمایت وی از چنین اهداف و آرمان های بلندی را نشان می دهد.

آزمون های شخصیت شناسی

اغلب ما نمی توانیم در برابر شرکت در آزمونکی (Quiz) که عنوانی مثل «شخصیت شما به کدام یک از شخصیت های سریال بازی تاج و تخت شباهت دارد؟» مقاومت کنیم.
اما چرا؟
آیا کسی هست که نخواهد بیشتر خودش را بشناسد؟ امروزه این قبیل آزمونک ها تا حدی به یک استراتژی بازاریابی محتوایی تبدیل شده اند. این پست ها جمعیت انبوهی از مردم را به سمت خود جلب می کنند و می توان آنها را به گونه ای تنظیم کرد که یک گروه خاص را هدف قرار بدهند. به عنوان مثال، آزمونکی که مادران را هدف قرار می دهد می تواند عنوانی شبیه به این داشته باشد: «کدام یک از سلبریتی های مادر به شما شبیه است؟»

آزمونک بازفید با عنوان «در کدام شهر باید زندگی کنید؟»

آزمونک بازفید با عنوان «در کدام شهر باید زندگی کنید؟» ۲۰ میلیون بازدید گرفت و چنین پست هایی سابقه رکوردزنی را نیز در بازاریابی ویروسی دارند.
پیش از آنکه هیجان زده شوید و به سراغ استفاده از این نوع از محتوای ویروسی بروید این نکته را به خاطر داشته باشید که نتایج این آزمونک ها باید به گونه ای معنادار و منطقی باشد که مخاطب شما بتواند آنها را بپذیرد.

فهرست ها

هر موضوعی که می خواهید را در گوگل جستجو کنید و ببینید که کدام نتیجه ها بیشتر نظر شما را جلب می کنند. به عنوان مثال، اگر به دنبال راه های افزایش اعتماد به نفس باشید، یکی از مواردی که چشم شما را می گیرد ۵۲ روش مطمئن برای تقویت اعتماد به نفس خواهد بود. چرا؟ چون فهرست وار است.
کارشناسان بازاریابی هم به خوبی می دانند که مقالات و ویدیوهایی که در قالب فهرست عرضه می شوند (عنوان آنها با عدد شروع می شود) بیشتر از سایر آیتم های محتوایی لایک می شوند، به اشتراک گذاشته شده و از آنها بازدید می شود.
چرا؟
می تواند دلایل متنوعی داشته باشد؛ اولاً مرور سریع آنها با توجه به عناوین واضحِ عدد دارشان آسان است. دوم اینکه این قالب به خاطر بخش بندی مطلب و قابل هضم تر کردن آن روش بسیار خوبی برای ارائه انبوهی از اطلاعات است، لذا می تواند پتانسیل حضور در استراتژی بازاریابی ویروسی شما را داشته باشد.

مطالعات موردی

به نظر شما بهترین راه برای توضیح دادن یک مفهوم برای یک نفر چیست؟
شما را نمی دانیم اما از نظر ما، مثال زدن بهترین روش است.
یک نمونه واقعی به مخاطب در درک سریع تر و بهتر منظور مورد نظر کمک خواهد کرد. مطالعه موردی هم چنین چیزی است که در واقع یک مثال را بر می دارد و زیر و زبر آن را آنالیز می کند.
مطالعات موردی حاوی انبوهی از اطلاعاتی هستند که بر پایه تحقیق و بررسی به دست آمده و لذا برای خوانندگان ارزشمند هستند. مردم به اجرای نظریات و مفاهیم در دنیای واقعی علاقمند هستند و به نتایج نهایی آنها توجه خاصی دارند.

مطالب آموزشی

همانطور که قبلاً هم اشاره کردیم، مقالات و ویدیوهای آموزشی به این دلیل که اطلاعات عملیاتی سودمندی را عرضه می کنند در دنیای بازاریابی ویروسی بسیار محبوب هستند.
آیا کسی هست که دوست نداشته باشد که بتواند مشکلش را خودش و با مطالعه یک مطلب یا تماشای یک ویدیو حل کند؟
بیشتر ویدیوهای آموزشی به دنبال ارائه راهکار برای یک مشکل خاص هستند. در واقع، اگر به عباراتی که مردم از آنها برای جستجو در اینترنت استفاده می کنند دقت کنیم، متوجه می شویم که بیشتر آنها با چطور یا چگونه شروع می شوند.
بنابراین احتمال قرار گرفتن محتواهای آموزشی در نتایج جستجوی گوگل بیشتر است و این باعث دریافت ترافیک طبیعی بیشتری خواهد شد.

ترجمه تصویر: چگونه یک پیتزای چیزبرگر بپزیم؟

پست های «برتر»

پست هایی که حاوی عناوینی مثل «بهترین …»، «… برتر» و به طور کلی «ترین» ها هستند منبع خوبی برای دریافت ترافیک بوده و پتانسیل لازم برای ویروسی شدن و استفاده در بازاریابی ویروسی را دارند. حتماً پست هایی شبیه به بهترین روش های ایده پردازی: ۱۲ تکنیک خلاقانه برای خلق ایده های تازه به چشم تان خورده است. «ترین» موجود در این پست ها باعث می شود که خواننده کنجکاو شود و احساس کند که برای بهبود زندگی خود باید مطلب را بخواند.
به عنوان مثال، یک وبسایت فروش آنلاین موسیقی می تواند پستی با موضوع «برترین آهنگ های ترنس سال گذشته» منتشر کند. مخاطب هم نمی تواند در برابر وسوسه خود برای آگاهی از محبوب ترین آهنگ ها مقاومت کند.

ترجمه تصویر: ۱۰ مورد از برترین مزایای نوشیدن آب گرم که هوش از سرتان می برد

این پست فیسبوکی ۳۱۰۰ پاسخ دریافت کرد و ۱۴۶۹ بار به اشتراک گذاشته شد.

محتوای طولانی

آنطور که گوگل می گوید، برای اینکه مقاله ای در صدر نتایج جستجو قرار بگیرد حداقل باید ۱۵۰۰ کاراکتر داشته باشد.
چه بسا مخاطب شما به دنبال مقالاتی باشد که موضوع مورد نظر را به زیر ذره بین برده و بر اساس تحقیق و بررسی های دقیق نوشته شده است.
علیرغم اینکه مصرف محتوا در دستگاه های همراه و کاهش دامنه توجه کاربران به افزایش تولید محتوای کوتاه منجر شده، اما هنوز هم آیتم های محتوایی طولانی بیشتر به اشتراک گذاشته می شوند.
چرا؟
اولاً یک متن طولانی که بر اساس تحقیقات و بررسی های عمیق به رشته تحریر درآمده اعتبار بیشتری دارد و لذا برای خوانندگان شما منبع موثقی از اطلاعات قابل اعتماد محسوب می شود. دوم اینکه به اشتراک گذاشتن یک متن بلند باعث می شود که فرد عامل، مطلع، فاضل و فهمیده تر به نظر برسد. بنابراین می توانید روی استفاده از آیتم های محتوایی طولانی در بازاریابی ویروسی خود نیز حساب باز کنید.

داستان زندگی

در میان عجله ای که برای تولید محتوا برای بازاریابی ویروسی خود دارید، هیچ بعید نیست که ابتدایی ترین چیز را از قلم بیندازید:
مخاطبان شما انسان هستند.
بنابراین، به طور طبیعی و ذاتی با داستان های واقعی که روایتگر مشکلات، مهربانی ها، اراده و امید انسان ها هستند ارتباط برقرار می کنند.
به عنوان مثال، نگاهی به این مقاله با عنوان «۲۰+ تصویری که اعتقاد شما به وجود انسانیت را باز می گرداند» بیندازید. این آیتم های محتوایی واقعی که همگی تصاویری از زندگی روزمره ما هستند تاثیر عمیقی بر احساسات ما می گذارند و پتانسیل بالایی برای ویروسی شدن دارند.

حرف آخر
در هنگام تولید محتوا برای کمپین بازاریابی ویروسی خود به خاطر داشته باشید که محتوای شما باید منحصر به فرد و جالب باشد و لازم است که به مذاق مخاطب هدف خوش بیاید. ضمناً باید آنقدر تلاش کنید تا تیرتان به هدف اصابت کند. دیر یا زود، یکی از آیتم های محتوایی شما ویروسی خواهد شد و فضای مجازی را زیر و رو خواهد کرد.

منبع (با جرح و تعدیل)
Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای بازاریابی ویروسی : ۱۰ نوع پستی که ویروسی می شوند بسته هستند

بازاریابی تلفنی برای مبتدی ها

تله مارکتینگ (Telemarketing) یا بازاریابی تلفنی یکی از رایج ترین و پرکاربردترین روش های برقراری ارتباط با مشتریان بالقوه است. در این مقاله با تعریف بازاریابی تلفنی و همچنین ۱۰ نکته آشنا خواهید شد که راهگشای افرادی خواهد بود که به تازگی وارد این حوزه از بازاریابی شده اند یا به دنبال تصحیح و تقویت رویکرد خود در زمینه بازاریابی هستند.

بازاریابی تلفنی چیست؟
بازاریابی تلفنی یا تله مارکتینگ یکی از روش های رایج بازاریابی است که شرکتهای مختلف از آن برای ارتباط با مشتریان بالقوه محصولات یا خدمات خود استفاده می کنند. بازاریابی تلفنی در شکل سنتی آن همان تماس گرفتن با مشتری بالقوه یا بالفعل کسب و کار است. البته با رشد تکنولوژی، دامنه بازاریابی تلفنی هم گسترده تر شده و تماس های ویدیویی یا ویدیو کنفرانس را نیز در بر می گیرد، البته این روشها بیشتر برای مشتریان فعلی استفاده می شود.

معمولاً از بازاریابی تلفنی یا تله مارکتینگ برای تلاش در جهت فروش محصولات یا خدمات استفاده می شود، اما می تواند شکل نظرسنجی یا جمع آوری اطلاعات را نیز به خود بگیرد. به عنوان مثال، سیاستمداران و احزاب برای پرس و جو درباره کاندیداهای مورد علاقه مردم، به طور گسترده ای از تله مارکتینگ استفاده می کنند.
هنگامی که شرکت با مشتریان بالقوه ای تماس می گیرد که رابطه قبلی با آنها نداشته، تماس انجام شده در اصطلاح بازاریابی، یک «تماس سرد» محسوب می شود. معمولاً شرکت ها فهرست مشتریان بالقوه خود را از شرکت های مخابراتی یا شرکت های مرتبطی که علایق یا سوابق خرید مشتریان را زیر نظر می گیرند خریداری می کنند.

صنایع و حوزه های کاری متعددی وجود دارند که متد بازاریابی آنها تا حد زیادی به این روش وابسته است، از جمله خدمات تلفنی و اینترنتی، سیستم های ضد سرقت، خدمات مالی، خدمات گردشگری و سازمان های خیریه.
بازاریابی تلفنی حرفه ای – به خصوص در مورد فروش B2B یا کسب و کار به کسب و کار –  روش بسیار موثری برای فرصت سازی و کسب درآمد است. لذا افرادی که مهارت بالایی در تماس تلفنی دارند به اندازه طلا برای شرکت ارزشمند هستند. در عین حال باید توجه داشت که این افراد توانمند هم معمولاً از ابتدا اینقدر توانمند نبوده اند؛ احتمالاً آنها هم در اولین تماس خود مبتدیانه رفتار کرده اند. آنها هم مجبور بوده اند تا از چیزی نزدیک به صفر شروع کرده و پله های ترقی را طی کنند. این افراد بدون شک نگرش مثبت و انرژی بالایی داشته اند (به عنوان پیش نیازهای موفقیت) اما در هر صورت باید از همانجایی شروع می کرده اند که همه آنهایی که تماس سرد می گیرند کار خود را آغاز می کنند.
اما بهترین روش برای بازاریابی تلفنی چیست و به چه نکاتی باید توجه کنیم تا به بیراهه نرویم؟ ما در این مقاله از بخش بازاریابی و فروش مجله گویا آی تی به ذکر ۱۰ نکته مهم خواهیم پرداخت که می تواند راهگشای مبتدیان و افرادی باشد که نتیجه مطلوبی از بازاریابی تلفنی نگرفته اند و می خواهند که طرحی نو در اندازند.

۱۰ نکته مهم برای موفقیت در بازاریابی تلفنی

طوری رفتارکنید که مثل بازاریاب ها به نظر نرسید

بازاریاب های تلفنی یا «تله مارکتر»های موفق همیشه آرام و راحت به نظر می رسند و طبیعی رفتار می کنند. مشتریان بالقوه به عصا قورت داده ها و خواندن از روی متن روی خوش نشان نمی دهند. هر چه بیشتر از جملات کلیشه ای مثل «حال شما چطوره» و عبارات رایج استفاده کنید، سریع تر برچسب بازاریاب به پیشانی تان خواهد خورد. بنابراین، تماس اولیه خود را به نحوی تلطیف کنید که به شکل کاملاً طبیعی جالب تر و علاقمندتر به نظر برسید تا گفتگوی شما جریان بهتر و طبیعی تری پیدا کند.

کمّیت را افزایش بدهید

چاره ای جز این نیست؛ به هر حال اگر تماس نگیرید، هیچ فروشی هم نخواهید داشت. بنابراین تعداد تماس های خود را تا حدی افزایش بدهید که کمّیت آنها به نفع شما واقع شود. در این راستا باید تمرکز داشته باشید و فعالیت های دیگر را به حداقل برسانید. برای بازاریابی تلفنی B2B، ۱۰۰ تماس در یک روز کاری هفت ساعته مطلوب به نظر می رسد. با این حال، این رقم نمی تواند در هر شرایطی صحیح باشد. به عنوان مثال، اگر مکالمات شما به تعامل موثری رسید، این نسبت می تواند به ۷۰ تماس در روز تنزل پیدا کند. اگر استفاده از وُیس میل یا همان منشی تلفنی مرسوم باشد، این عدد می تواند به ۱۴۰ تماس در روز برسد.

برنامه ریزی حرف اول را می زند

برنامه ریزی، به خصوص در هنگامی که داده ها و اطلاعات اهمیت دارند، اهمیت فراوانی پیدا می کند. اطلاعات نادرست یا ناقص یکی از مهم ترین مولفه هایی است که می تواند بازاریابی تلفنی را از مسیر صحیح خود خارج کند. بنابراین، باید شناسایی و پالودن بازار هدف خود را در برنامه ریزی قبل از تماس بگنجانید. به عنوان مثال، این می تواند به معنی تهیه یا خریداری فهرستی از افراد تصمیم ساز دارای شرایط مناسب باشد که کسب و کار و حوزه فعالیت آنها با کسب و کار شما به اندازه ای سنخیت دارد که می توانید پروژه های موفقیت آمیز قبلی خود را به عنوان دمو به آنها نشان بدهید.

عامل یا عوامل انگیزه بخش به مشتری را پیدا کنید

چرا مشتری بالقوه مزبور باید وقت بگذارد و با شما صحبت کند؟ شما چه دارید که او به آن نیاز دارد و خودش نمی تواند انجامش بدهد؟ اگر تأمین کننده دیگری هم وجود دارد، چرا باید از شما کمک بگیرد؟ با پاسخ به سوالاتی از این قبیل می توانید به نتایج بهتری دست پیدا کنید.
علیرغم اینکه استفاده از یک متن از پیش آماده شده مطلوب نیست؛ اما دلیل تماس و منفعتی که قرار است به مخاطب برسانید را باید دقیقاً از قبل مشخص کرده باشید. بنابراین در مورد چالش های احتمالی مشتری بالقوه تحقیق کنید و برای اینکه بتوانید وی را از همان ثانیه های حیاتی اولیه تماس تلفنی درگیر و با خود همراه کنید، آن چالش ها را در دلیل خود برای تماس بگنجانید. لذا همه چیز را به صورت فی البداهه و خلق الساعه انجام ندهید.

آموزش ببینید

اگر مهارت شما در بازاریابی تلفنی به حد اعلای خود نرسیده، حتماً از دریافت راهنمایی در رابطه با روشهایی برای بهبود نتایج نهایی سود خواهید برد. به خاطر داشته باشید که علیرغم اینکه از راه تجربه می توان به مهارت ها و اطلاعات ارزشمندی دست پیدا کرد، اما معمولاً همه این تجربه ها هزینه دارد و برخی از این هزینه ها می تواند به عاملی در جهت شکست کسب و کار یا تحمیل ضررهای جبران ناپذیر بر آن تبدیل شود. به عنوان مثال، فروشنده ها معمولاً به صحبت کردن عشق می ورزند، اما فروشنده های خوب می دانند که بیشتر باید گوش کنند و درس بگیرند. به هر حال، مولفه های فراوانی وجود دارد که بر تماس های سرد و کیفیت بازاریابی تلفنی شما تاثیر می گذارد، لذا دریافت آموزش یا کوچینگ مناسب می تواند احتمال موفقیت شما را دوچندان کند.

پوست تان را کلفت کنید

بازاریابی تلفنی آسان نیست و باید در مقابل نه شنیدن مقاوم شوید. در غیر اینصورت، با دریافت هر پاسخ منفی عذاب می کشید و کارتان دشوارتر از قبل به نظر می رسد. بازاریابی تلفنی به درد آدم های ضعیف یا احساساتی نمی خورد. اگر می خواهید به اهداف خود دست پیدا کنید باید هدف محور باشید. پاداش موفقیت در تله مارکتینگ چشمگیر است، اما دریای آرامی را در پیش رو نخواهید داشت. بنابراین، کنار آمدن با دست های ردی که به سینه تان می خورد را یاد بگیرید و به سراغ فرصت بالقوه بعدی بروید. در هر صورت، به خاطر داشته باشید که مشتری بالقوه بعدی از آنچه که در گفتگوی قبلی شما پیش آمده خبر ندارد، بنابراین گرد و خاک از تن بتکانید و با یک ذهن باز و آماده دوباره شروع کنید.

به اعتراضات رسیدگی کنید

اعتراضات یا به عبارتی دغدغه های مشتری بالقوه برای خرید همیشه وجود داشته و خواهد داشت. به احتمال قریب به یقین، بهترین های دنیای بازاریابی تلفنی بیشترین پاسخ های منفی را دریافت کرده اند و بدون شک مدیریت اعتراضات مشتریان را یاد گرفته اند. آنها به این اعتراضات خو گرفته اند و روشهایی را برای غلبه بر این موانع پیدا کرده اند. اگر شما هم به دنبال موفقیت هستید باید اعتراضات احتمالی را تا جایی که امکان دارد پیش بینی کرده و برای آنها پاسخ یا راهکار پیدا کنید. ترجیحاً هیچ اعتراضی نباید باعث غافلگیری شما شود و اگر آمادگی داشته باشید، سدی در برابر پیشرفت تان ایجاد نخواهد شد.

شتاب بگیرید

استفاده از سیستم ها و روشهای مناسب در کنار داده ها و اطلاعات ارزشمند باعث افزایش بهره وری هر تماس می شود. همانطور که قبلاً گفتیم، کمّیت در بازاریابی تلفنی حائز اهمیت است. به علاوه، اگر به اندازه کافی تلفن بزنید می توانید تماس های مجدد «گرم» داشته باشید و همین قیف فروش شما را تشکیل خواهد داد. اگر در بازه های زمانی منطقی بتوانید به اندازه کافی تماس بگیرید، هر روز درصد مطلوبی از تماس های شما برای پیگیری به منظور ادامه گفتگو یا تمدید قرارداد انجام خواهند شد. در نتیجه، گشتاوری که به وجود می آید به کار شما شتاب می دهد و شرایط را برای کسب نتایج بهتر در آینده فراهم خواهد کرد.

انگیزه داشته باشید تا بتوانید به دیگران انگیزه بدهید

اگر بی حال و کسل باشید، مشتری چه دلیلی می تواند برای تعامل با شما داشته باشد؟ بازاریابی تلفنی کار دشواری است، اما هنگامی که پشت تلفن با مشتری صحبت می کنید باید مثبت و خوش بین باشید. به هر حال، شخصی که الآن با او صحبت می کنید نمی داند که تماس قبلی تان چیزی فراتر از فاجعه بوده است. به خاطر داشته باشید که هر تماس یک فرصت جدید برای خلق یک موقعیت تازه برای کسب و کار است. بنابراین سرتان را بالا بگیرید و هر تماس را به گونه ای شروع کنید که مشتری به جای گذاشتن گوشی، قلباً احساس کند که چاره ای ندارد به جز اینکه حرف شما را بشنود.

سوالات خوب و مناسبی را مطرح کنید

طرح سوالات خوب برای ارائه یک عملکرد مطلوب ضروری است. این از آن دسته از مهارت های فروش است که کمتر به آن توجه شده، اما اهمیت فراوانی دارد. فروشندگان برتر به جای معرفی و تبلیغ، تشخیص می دهند. چنین فروشنده هایی با ترکیبی از سوالات باز و بسته، علایق مشتری را کشف می کنند و اطلاعاتی که لازم دارند را بیرون می کشند. آنها به این امید که گفتگوی بیشتر باعث تبدیل مشتری بالقوه به مشتری بالفعل شود سعی می کنند که به کمک سوالات خود کاری کنند که مشتری بیشتر از آنها صحبت کند.

حرف آخر
پر واضح است که ذکر همه نکات و مهارت هایی که برای موفقیت در بازاریابی تلفنی یا تله مارکتینگ و تبدیل یک مبتدی به یک بازاریاب حرفه ای لازم است در یک مقاله نمی گنجد. به علاوه، یک شبه هم نمی توان نتایج تلاش های صد ساله را کسب کرد. در عین حال، اگر از اصولی که پشتوانه این نکات هستند به درستی پیروی کنید و آنها را به کار ببندید شانس موفقیت خود را افزایش می دهید و اگر برای عملی کردن آنچه که در اینجا ذکر شد وقت بگذارید، مزد زحمات خود را خواهید چشید.
نظر شما چیست؟ آیا از بازاریابی تلفنی استفاده کرده اید؟ آیا روش پیشنهادی خاصی دارید؟

منبع (با جرح و تعدیل)
Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای بازاریابی تلفنی برای مبتدی ها بسته هستند

موبایل کمک: تعمیرات موبایل در محل با گارانتی و مناسب ترین قیمت

متفاوت ترین مجله اینترنتی …

خانه

خطای ۴۰۴ – صفحه مورد نظر یافت نشد

متاسفیم، صفحه مورد نظر یافت نشد. این احتمال وجود دارد که اشتباه از سمت ما باشد.

<![CDATA[

]]>

تمام حقوق برای گویا آی تی محفوظ است. هرگونه کپی برداری از مطالب بدون اجازه قبلی ممنوع است.

Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای موبایل کمک: تعمیرات موبایل در محل با گارانتی و مناسب ترین قیمت بسته هستند

مدیریت استرس : ۱۰ روش برای مدیریت و کاهش استرس

این روزها بعید است که هر از چندگاهی استرس تمام وجودتان را فرا نگیرد و اعصاب شما را به هم نریزد. بین این همه کار، مسائل خانوادگی، تعهدات و مشکلات اجتماعی و اقتصادی، هیچ بعید نیست که استرس بیش از حد به شما فشار بیاورد و تحمل تان را از دست بدهید. اما لازم و ضروری است که برای مدیریت استرس و تمدد اعصاب خود وقت بگذارید، در غیر اینصورت سلامتی ذهنی و جسمی شما به خطر خواهد افتاد.
یاد گرفتن مهارت مدیریت استرس به تمرین و تلاش نیاز دارد، اما چیزی که اهمیت دارد این است که می توانید و باید انجامش بدهید. ما در این مقاله از مجموعه مطالب آموزشی مجله گویا آی تی به سراغ ۱۰ روش موثر برای کنترل و مدیریت استرس می رویم تا به کمک آنها بتوانید آرامش از دست رفته خود را دوباره به دست بیاورید.

ورزش کنید

یکی از بهترین روش ها برای آرامش بدن و ذهن، ورزش منظم است. به علاوه، ورزش می تواند حال و هوای شما را هم بهتر کند. در عین حال، برای اینکه بتوانید در مبحث مدیریت استرس به نتایج مطلوبی دست پیدا کنید باید به طور مرتب ورزش کنید.
در هر هفته چقدر باید ورزش کنید؟

خوب: حداقل ۳ تا ۵ تایم ۳۰ دقیقه ای.
بهتر: ۲ ساعت و ۳۰ دقیقه ورزش نسبتاً پرفشار، مثل پیاده روی سریع.
بهترین: ۷۵ دقیقه دیگر از ورزش های سخت و نفس گیر، مانند شنا، دو یا سایر ورزش هایی که ضربان قلب تان را بالا می برند را به حالت بالا اضافه کنید.

اهدافی برای تناسب اندام خود تعیین کنید که رسیدن به آنها امکانپذیر باشد تا خیلی زود دلسرد نشوید. از همه مهم تر، به خاطر داشته باشید که انجام کمترین میزان ورزش هم از ورزش نکردن بهتر است.

عضلات تان را شل کنید

هنگامی که استرس دارید، عضلات تان منقبض می شود. به کمک روش های زیر می توانید به شل شدن آنها و آرامش بدن تان کمک کنید:

بدن خود را بکشید؛
ماساژ را امتحان کنید؛
یک دوش یا حمام آب گرم بگیرید؛
شب خوب بخوابید.

نفس عمیق بکشید

چند لحظه ای درنگ کردن و سپس چند نفس عمیق می تواند فوراً فشار را از روی بدن تان بردارد. هنگامی که در این کار مهارت پیدا کنید، از تاثیر چشمگیر آن بر حال و هوای خود تعجب خواهید کرد.
برای مدیریت استرس خود از طریق تنفس عمیق، این ۵ مرحله را دنبال کنید:

بنشینید، کف پاها را کاملاً روی زمین قرار بدهید و دست ها روی روی پاهایتان بگذارید. یا اینکه می توانید دراز بکشید؛
چشم ها را ببندید؛
خودتان را در یک مکان آرامش بخش تصور کنید. این مکان می تواند ساحل، یک چمنزار زیبا، یا هر جایی باشد که به شما احساس آرامش می دهد؛
به آرامی نفس عمیق بکشید؛
هر بار این کار را برای ۵ تا ۱۰ دقیقه ادامه بدهید.

تغذیه خوب و سالمی داشته باشید

تغذیه منظم با یک رژیم سالم و متعادل به طور کلی به شما کمک می کند تا احساس بهتری داشته باشید و باعث بهبود حال و هوا و خلقیات شما نیز می شود. وعده های غذایی که میل می کنید باید مملو از سبزیجات، میوه، غلّات، و پروتئین باشد. ضمناً مصرف هیچ یک از وعده های غذایی را از دست ندهید. این کار نه تنها برای سلامتی شما مفید نیست، بلکه تاثیر بدی بر خلقیات شما خواهد گذاشت و در نهایت می تواند باعث افزایش استرس شما شود.

آرام باشید

زندگی مدرن با شلوغی و درگیری در هم آمیخته است، و برای مدیریت استرس، گاهی فقط باید آرامتر باشیم، سعی کنیم که عصبانی نشویم و زندگی را راحت تر بگیریم. به زندگی خود نگاهی بیندازید و به دنبال روش های ساده ای برای نیل به این منظور باشید. به عنوان مثال:

۵ تا ۱۰ دقیقه ساعت خود را جلو بکشید. از این طریق زودتر به مقصد می رسید و از استرس و نگرانی دیر رسیدن خلاص می شوید.
هنگامی که در بزرگراه رانندگی می کنید از خط سبقت خارج شوید تا از استرسی که به وسیله راننده های عجول و بی ملاحظه بر شما تحمیل می شود رهایی یابید.
وظایف و فعالیت های بزرگ را به بخش های کوچکتری تقسیم کنید. به عنوان مثال، اگر مجبور نیستید سعی نکنید که پاسخگویی به ۱۰۰ ایمیل را پشت سر هم و بدون وقفه انجام بدهید، در عوض مثلاً در هر بازه زمانی ۱۰ دقیقه ای به ۵ مورد از آنها پاسخ بدهید.

استراحت کنید

برنامه ریزی برای استراحت دادن به بدن، برای کاهش و مدیریت استرس ذهنی ضروری است. اگر از آن افرادی هستید که دوست دارند که هر چه سریع تر به اهداف شان برسند، احتمالاً وقت گذاشتن برای استراحت می تواند در ابتدا برای شما مشکل به نظر برسد، اما باید به خاطر داشته باشید که بهره وری و کارآمدی شما با تعیین زمانهایی برای استراحت و پرداختن به فعالیت های آرامش بخش افزایش پیدا خواهد کرد. از جمله کارهای آرامش بخشی که می توانید انجام بدهید می توان به این گزینه ها اشاره کرد:

برای سرگرمی و تفریح وقت بگذارید

برنامه ریزی و وقت گذاشتن برای انجام کارهایی که از آنها لذت می برید یکی از ملزومات مدیریت استرس است. هر روز سعی کنید کاری انجام بدهید که احساس خوبی به شما می دهد. همین به تسکین استرس شما کمک خواهد کرد. لزومی ندارد وقت زیادی را برای اینگونه فعالیت ها در نظر بگیرید؛ حتی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه هم می تواند کافی باشد. از جمله سرگرمی های آرامش بخش می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مطالعه
بافندگی
انجام یک کار هنری
گلف
تماشای یک فیلم
حل کردن چیستان و معما
بازی های تخته ای یا کارتی

درباره مشکلات تان با دیگران صحبت کنید

اگر چیزی هست که شما را آزار می دهد، صحبت کردن درباره آن می تواند به کاهش و مدیریت استرس تان کمک کند. به این منظور می توانید با اعضای خانواده، دوستان، همسر خود یا یک روانشناس صحبت کنید.
به علاوه، می توانید با خودتان صحبت کنید. به این کار «خود بیانی» (Self Talk) می گوییم و همه ما هم انجامش می دهیم. اما برای اینکه خود بیانی بتواند به مدیریت استرس شما کمک کند، باید اطمینان پیدا کنید که مثبت است و نه منفی.
بنابراین به چیزهایی که در هنگام استرس به آنها فکر می کنید یا با خودتان می گویید دقت داشته باشید. اگر به خودتان پیام منفی می دهید، سعی کنید تا مکالمه ذهنی خود را به سمت و سوی مثبت ببرید. به عنوان نمونه، به خودتان نگویید که «نمی توانم»، بلکه در عوض با خودتان بگویید که «می توانم» یا «حداکثر تلاشم را می کنم.»

به خودتان سخت نگیرید

این را بپذیرید که هر چقدر هم که تلاش کنید باز هم کارهایی هست که نمی توانید انجام بدهید. به علاوه، نمی توانید همه اتفاقات و ابعاد زندگی تان را کنترل کنید. بنابراین به خودتان لطف کنید و از این تصور که می توانید یا باید همه کارها را به بهترین شکل ممکن به سرانجام برسانید دست بردارید. به علاوه، زنده نگه داشتن حس شوخ طبعی خود را نیز از یاد نبرید. خنده یکی از موثرترین داروهای کنترل و مدیریت استرس است.

عوامل استرس زا را حذف کنید

بررسی کنید و ببینید که چه عواملی بیشترین استرس را در زندگی شما به وجود می آورند، مثلاً شغل تان، خواسته های غیرمنطقی دوستان، مسیر رفت و آمد به محل کار یا امور مرتبط با درس و دانشگاه و مواردی از این قبیل. اگر قادر به شناسایی این عوامل هستید بررسی کنید که آیا می توانید آنها را حذف کنید، یا لااقل تاثیر آنها را به حداقل برسانید یا خیر.
اگر نمی توانید عوامل اصلی استرس خود را پیدا کنید یک دفترچه بردارید و موقعیت هایی که بیشتر باعث اضطراب و استرس شما می شوند را یادداشت کنید و به دنبال الگوهای تکراری باشید. سپس در صدد حذف یا به حداقل رساندن این عوامل در زندگی خود برآیید.

حرف آخر
در دنیای مدرن، دچار نشدن به استرس بسیار بعید و حتی غیرممکن به نظر می رسد. در عین حال، با توجه به اثراتی که استرس بر ذهن و روان و همچنین جسم ما می گذارد، نمی توان و نباید آن را به حال خودش رها کرد، بلکه باید دست به کار شویم و در جهت مدیریت استرس قدم برداریم. خبر خوب این است که امکان مدیریت استرس وجود دارد. فقط کافی است که راهکارهای بالا را به کار ببندید و تا می توانید تمرین کنید تا بتوانید بر استرس چیره شوید.
همانطور که هانس سلیه به عنوان بنیانگذار پژوهش‌های علمی درباره‌ی پدیده‌ی استرس می گوید:
«این استرس نیست که ما را می کُشد، بلکه واکنش ما نسبت به آن است.»

شما چگونه استرس خود را مدیریت می کنید؟
نکات و تکنیک های بالا را امتحان کنید و ببینید که کدامیک برای شخص شما موثرتر است. اگر برای خودتان روشی دارید که در بالا به آن اشاره نشده، لطفاً تکنیک خودتان را در بخش دیدگاه ها با ما و سایر همراهان مجله گویا آی تی در میان بگذارید.

منبع (با جرح و تعدیل)
Source: GooyaIT

ارسال شده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای مدیریت استرس : ۱۰ روش برای مدیریت و کاهش استرس بسته هستند