برنامه شکلک های یاهو برای نوکیا – نرم افزار سیمبیان ۳ آنا بله

 

برای این ساعت نرم افزار کاربردی و جالب شکلک ها Smileys v1.0 را برای شما عزیزان آماده ی دریافت قرار داده ایم. شما توسط این نرم افزار می توانید بر روی گوشی موبایل خود تعداد زیادی صورتک های مختلف و گرافیکی دست پیدا کنید و از طریق ارسال پیامک آنها را برای دوستان خود ارسال نمایید. این نرم افزار قابل نصب و استفاده در گوشی های نوکیا دارای سیمبیان ۳ ، سیمبیان آنا و سیمبیان بله می باشد. هم اکنون می توانید این نرم افزار موبایل را از سایت  دریافت نمایید.

 

Smileys

قابل نصب بر روی گوشی های سیمبیان ۳ و سیمبیان آنا و و سیمبیان بله :
C7,X7,E6,E7,N8,C6-01 و …

 

 

 دانلود – با حجم ۰٫۲ مگابایت
 پسورد : www.arash98.com ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )

دانلود جهانی بازی ونرم افزار…

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای برنامه شکلک های یاهو برای نوکیا – نرم افزار سیمبیان ۳ آنا بله بسته هستند

تم نوکیا سیمبیان ۵ s60v5 – تم ۵۸۰۰ )

سری نوزدهم مجموعه ی ۲ تم زیبا و با گرافیک بالا را برای گوشی های سیمبیان نوکیا سری ۶۰ ورژن ۵ را
آماده کرده ایم که قابل استفاده در گوشی های جدید نوکیا از قبیل نوکیا ۵۸۰۰۵۲۳۵۵۵۳۰-۵۲۳۰-N97
هستند.
هم اکنون می توانید این تم نوکیا را از سایت 
دریافت نمایید.

 

Nokia Theme

قابل استفاده برای نوکیا سری ۶۰ ورژن ۵
:

۵۸۰۰ XM, 5800 Navigation, 5230 XM,
5530 XM, N97, N97 Mini,X6

 

 





 
دانلود

– با
حجم ۱٫۷۲ مگابایت









 پسورد
:





www.arash98.com
 (
به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید
)

دانلود جهانی بازی ونرم افزار…

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها برای تم نوکیا سیمبیان ۵ s60v5 – تم ۵۸۰۰ ) بسته هستند

بازی Need For Speed: Most Wanted 2012 – آندروید و آی او اس

نسخه شماره دوم Most Wanted از سری بازی های Need For Speed برای اکثر پلاتفرم های محبوب از جمله آندروید و آی او اس عرضه شد. در این ورژن شما با محیطی بسیار متفاوت نسبت به ورژن قبلی رو به رو می شوید و از نظر گرافیکی و گیم پلی یکی از بهترین های Need For Speed است که تا کنون به بازار بازی ها آمده است.

Android 2.2 or later
iOS 4.0 or later

دانلود جهانی بازی ونرم افزار…

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای بازی Need For Speed: Most Wanted 2012 – آندروید و آی او اس بسته هستند

دانلود برنامه مشاهده پی دی اف PDF – نرم افزار آندروید


دانلود برنامه مشاهده پی دی اف PDF – نرم افزار آندروید

برای این ساعت نرم افزار کاربردی خواندن فایل های پی دی اف Adobe Reader 10.0.2 را برای شما عزیزان
آماده ی دریافت قرار داده ایم. شما توسط این نرم افزار می توانید به راحتی فایل های
pdf خود را در گوشی موبایل خود مشاهده کنید.
هم اکنون می توانید این نرم افزار موبایل را از سایت
دریافت نمایید.

 

Adobe Reader

قابل اجرا بر روی آندروید
۱٫۶ و بالاتر

 

 





 
دانلود

– با حجم
۱٫۹۱ مگابایت









 پسورد
:





www.arash98.com
 (
به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید
)



کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.

دانلود جهانی بازی ونرم افزار…

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای دانلود برنامه مشاهده پی دی اف PDF – نرم افزار آندروید بسته هستند

بعد از ظهور می فهمیم چقدر برای حسین(ع) کم کار کرده ایم!

حجت الاسلام پناهیان :< ?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بعد از ظهور می فهمیم چقدر برای حسین(ع) کم کار کرده ایم!

 

اگر افراد قربانی ندهند تعلق خاطر به حیات آخرت پیدا نمیکنند. در واقع اگر می خواهی به آخرت ایمان بیاوری باید قربانی بدهی. با قربانی دادن پیوند با خدا برقرار می شود. متاسفانه دین حداقلی آفت زمانه ما شده است اگر میخواهی از دین بگویی باید همه آن را بگویی.

 

 

در دینداری باید نگاهمان را درست کنیم یا حاضر به دادن قربانی هستیم یا خیر!

 

 اگر افراد قربانی ندهند تعلق خاطر به حیات آخرت پیدا نمیکنند. در واقع اگر می خواهی به آخرت ایمان بیاوری باید قربانی بدهی. با قربانی دادن پیوند با خدا برقرار می شود. متاسفانه دین حداقلی آفت زمانه ما شده است اگر میخواهی از دین بگویی باید همه آن را بگویی.

 

حجت الاسلام پناهیان گفتند : پذیرش ولایت امر سهل و ساده ای نیست . خیلی ها محب حضرت علی(ع) بودند ولی ولایت او را قبول نداشتند. معاویه برای شهادت حضرت علی (ع) گریه کرد! این نشان می دهد که پذیرش ولایت چقدر مشکل است. اگر پذیرش ولایت امر ساده ای بود ۱۴۰۰ پیامبر پشت در امر ولایت متوقف نمی ماند .

 

عامل آسان شدن امر ولایت برای ما شیعیان این است که ولی خدا خودش قربانی شد. ولایت پذیری سخت است ولی چون ولی خدا قربانی شد ولایت پذیری اش راحت می شود .امیرالمومنین بزرگ قربانی امر ولایت است. یکی از دلایل محبوبیت نصر الله پدر شهید بودنش است چرا که مردم می فهمند که او در راه خدا قربانی داده است .

 

از پیامبر(ص) پرسیدند: شقی ترین فرد در طول تاریخ تا آن زمان چه کسی بود ؟ پاسخ دادند : کسی که دلش آمد ناقه حضرت صالح(ع) را بکشد. بعد از ایشان پرسیدند شقی ترین فرد بعد از این  چه کسی خواهد بود ؟ فرمودند : آنکس که ضربه شمشیر به علی (ع) می زند .

در واقع شقی نیمه دوم تاریخ از شقی نیمه اول پیروی کرد . زمانی که امیر المومنین(ع) را به شهادت رساندند شهادت فرزندان علی (ع) سهل شد .

 

در حادثه غدیر با معرفی امیر المومنین ، علی (ع) را به قربانگاه فرستادند به خاطر همین برای پیامبر سخت بود که او را معرفی کند . در داستان فرزندان آدم؛ هابیل فقط قربانی اش پذیرفته شد که قابیل او را به قتل رساند اگر خود او پذیرفته شده بود چه اتفاقی می افتاد؟

در غدیر خود حضرت علی(ع)  پذیرفته شد و مردم با اینکه می دانستند، علی(ع) را به شهادت می رساند ولی باز به امیر المومنین حسادت می کردند .

 

امام زمان ولایت خودشان را چگونه آسان می کنند ؟!

 

امام زمان ولایت خودشان را چگونه آسان می کنند؟! با این جمله که من فرزند قربانی بزرگ حسین(ع) هستم .

 

حجت الاسلام پناهیان به تبیین وظیفه افراد در قبال نهضت امام حسین(ع) پرداخته و گفتند:  این وظیفه است که با اینترنت دریچه ای از حسین(ع) را در حد خودمان از اباعبدالله(ع) بر جهانیان باز کنیم. امام حسین (ع) واسطه بین ما و امیر المومنین هستند . اباعبد الله موضوع شناخته شده ای برای ما نیستند ما بعد از ظهور می فهمیم چقدر برای حسین کم کار کرده ایم!

 

امام زمان(عج) بعداز ظهور فریاد میزنند: الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا. آن زمان می فهمیم چقدر برای معرفی حسین(ع) به جهان کم کار کرده ایم .

یک آه کشیدن برای حسین جهان را به آتش می کشد ، به اندازه یک بال مگس اشک بریزی برای حسین بهشت بر تو واجب می شود . آن لحظه های نورانی که یاد اباعبدالله می کنیم آن لحظه ها فقط موجب سعادت ما خواهد شد .

 

به حضرت علی(ع) گفتند: فلانی خیلی به یاد شماست امیرالمونین دعایشان کردند و فرمودند: اللهم ارزقه شهاده فی سبیلک! این گونه او قربانی راه علی شد .

روایت است که می فرمایند از عید غدیر بود که مصائب امت رسول الله آغاز شد از آنجا بود که شهادت اباعبدالله بسته شد.

:: پایگاه عصر ظهور :: Asrezohor ::

ارسال شده در مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای بعد از ظهور می فهمیم چقدر برای حسین(ع) کم کار کرده ایم! بسته هستند

آوای دلنشین امام زمان(ع) در سرداب سامرا

آوای دلنشین امام زمان(ع) در سرداب سامرا< ?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

در شب چهارشنبه سیزدهم ذی‌القعده سال ۶۳۸ قمری، هنگام سحر در سرداب مطهر بودم که آوای دلنشین امام زمان(عج) را شنیدم…

 

سیدعلی بن طاووس حلی”، پیشوای اهل مراقبه در عصر خود عارف بی‌نظیری به شمار می‌رفت که نزد خواص و عوام جایگاه ویژه‌ای داشت. شاگردان بسیاری در مکتب علمی و معنوی او تربیت یافتند که بعدها هر کدام از آن‌ها به ستارگان این آسمان معروف شدند.

اکنون به یکی از کرامت‌های سیدبن طاووس به نقل از کتاب “نامداران مکاشفه و کرامت” نوشته حجت‌الاسلام حمید احمدی جلفایی اشاره می‌شود:

سید بن طاووس خود گفته است:

من، شب چهارشنبه سیزدهم ذی‌القعده سال ۶۳۸ قمری در “سرّ من رأی”در سرداب مطهر بودم، در هنگام سحر، آوای دل‌نشین امام زمان(عج) را شنیدم که این دعا را می‌خواند:

اِلهى بِحَقِّ مَنْ ناجاکَ وَبِحَقِّ مَنْ دَعاکَ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَفَضَّلْ عَلى فُقَراَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ باِلْغَناَّءِ وَالثَّرْوَةِ وَعَلى مَرْضَى الْمُؤْمِنینَ والْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاَّءِ وَالصِّحَةِ وَعَلى اَحْیاَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْکَرامَةِ وَعَلى اَمْواتُ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَعَلى غُرَباَّءِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ اِلى اَوْطانِهِمْ سالِمینَ غانِمینَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ اَجْمَعینَ

خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و طینت ما خلق کرده‌ای، آن‌ها گناهان زیادی به اتکا بر محبت و ولایت ما کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهانی است که در ارتباط با توست، از آنها در گذر، که ما را راضی کرده‌ای و آن چه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که به حق ماست، به آنها بده تا راضی شوند و آن‌ها را از آتش جهنم نجات بده و آن‌ها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.

 

:: پایگاه عصر ظهور :: Asrezohor ::

ارسال شده در مذهبی | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها برای آوای دلنشین امام زمان(ع) در سرداب سامرا بسته هستند

http://uplod.ir/dbvi5mqvh2bn/_____________.zip.htm

http://uplod.ir/dbvi5mqvh2bn/_____________.zip.htm

دانلود جهانی بازی ونرم افزار…

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها برای http://uplod.ir/dbvi5mqvh2bn/_____________.zip.htm بسته هستند

تم نوکیا سیمبیان سری ۶۰ ورژن ۵ – تم ۵۸۰۰


تم نوکیا سیمبیان سری ۶۰ ورژن ۵ – تم ۵۸۰۰

سری هفدهم مجموعه ی ۲ تم زیبا و با گرافیک بالا را برای گوشی های سیمبیان نوکیا سری ۶۰ ورژن ۵ را
آماده کرده ایم که قابل استفاده در گوشی های جدید نوکیا از قبیل نوکیا ۵۸۰۰۵۲۳۵۵۵۳۰-۵۲۳۰-N97
هستند.
هم اکنون می توانید این تم نوکیا را از سایت 
دریافت نمایید.

 

Nokia Theme

قابل استفاده برای نوکیا سری ۶۰ ورژن ۵
:

۵۸۰۰ XM, 5800 Navigation, 5230 XM,
5530 XM, N97, N97 Mini,X6

 

 





 
دانلود

– با
حجم ۴٫۴۶ مگابایت









 پسورد
:





www.arash98.com
 (
به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید
)

دانلود جهانی بازی ونرم افزار…

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها برای تم نوکیا سیمبیان سری ۶۰ ورژن ۵ – تم ۵۸۰۰ بسته هستند

بازی ماشینی مسابقه ای فرمول یک برای موبایل – بازی جاوا

بازی ماشینی مسابقه ای فرمول یک برای موبایل – بازی جاوا

برای این ساعت بازی فوق العاده زیبا و گرفیکی ماشین مسابقه ای فرمول یک Racing Masters 2012 را برای شما عزیزان آماده دریافت قرار داده ایم. این بازی مسابقه ای ماشینی فرمول یک برای گوشی های با سایز تصویر در رزولوشن های ۲۴۰X320، ۱۷۶×۲۲۰، ۱۲۸×۱۲۸، ۳۲۰×۲۴۰، ۳۶۰×۶۴۰ تهیه شده است. امیدواریم این بازی مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد. هم اکنون می توانید این بازی موبایل را از سایت  دریافت نمایید.

 

racing masters

 

 

  دانلود – با حجم 1.44 مگابایت
  پسورد : www.arash98.com ( به کوچک بودن تمام حروف دقت کنید )

 کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز است.

دانلود جهانی بازی ونرم افزار…

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , , , , , | دیدگاه‌ها برای بازی ماشینی مسابقه ای فرمول یک برای موبایل – بازی جاوا بسته هستند

دانلود رمان سایه های عشق

نام کتاب: سایه های عشق

نویسنده: اعظم فرخزاد

فکرش و نمی کردم یک روز تنهای تنها باید بیام اینجا تا با بابا و مامان صحبت کنم . حالا باید چکار کنم ، بابا و مامان چرا اینقدر زود شما که می دونستید توی این دنیای بزرگ غیر شما کسی رو ندارم . پیش کی برم حالا باید تنهایی این راه و برم برام دعا کنید تا بتونم یک زندگی موفقی داشته باشم .

بفرمائید خانم

یک دختر کوچولو دیس حلوا رو طرفم گرفته بود : مرسی عزیزم نمی خواهم

دختر کوچولو رفت و من از جام بلند شدم و به سمت ایستگاه اتوبوس رفتم و روی نیمکتی نشستم تا اتوبوس بیاد به گذشته فکرکردم به زمانی که مامان از قدیم خودش می گفت وقتی توی یتیم خونه با بابا آشنا شده بودند و یک دل نه صد دل به هم داده بودند وقتی به سن ۱۸ سالگی رسیدن بابا از یتیم خونه خارج میشه و شروع می کنه به کار و درس خوندن که توی رشته زبان قبول میشه و مادر هم توی همون دانشگاه رشته ادبیات قبول میشه ساختمان ها از هم جدا بوده برای همین سال آخر دانشگاه همدیگر رو می بینن و با هم ازدواج می کنند .

بعد از پایان تحصیل هر دو توی یک مدرسه برای تدریس انتخاب میشن و بعد از ۲ سال من به دنیا میام . پدر همیشه از اون بچگی به من زبان یاد می داد و مامان چون عربی یاد داشت به من عربی یاد می داد و این شد که من حالا غیر از زبان فارسی زبان عربی و انگلیسی رو به خوبی یاد دارم . قبل از فوت پدر داشتیم با هم زبان آلمانی تمرین می کردیم ولی حالا اون ها رفتن اون تصادف لعنتی کاش من هم با اون ها می مردم چون حداقل دیگه الان تنها نبودم تا دیگران بخواهند برام تعیین تکلیف کنند .

اتوبوس اومد از جام بلند شدم و روی اولین صندلیش نشستم سرم و به شیشه تکیه دادم ، حرف های خانم مدیر یادم اومد که می گفت

حالا که تو بزرگ تر نداری باید تا سن قانونی کسی قیم تو بشه و منم در جوابش گفتم من نیاز به قیم ندارم یک ماه دیگه ۱۸ ساله میشم برای این یک ماه نیاز به قیم ندارم

خانم مدیر : نمیشه یکی باید ازت مراقب کنه چطوری می خواهی درس بخونی ؟

: مگه پدر و مادرم به جای من درس می خوندن که حالا نمی تونم بخونم

معاون مدرسه که دید من خیلی تند رفتم سریع : سایه جان خانم مدیر منظوری ندارند بهتر مودب صحبت کنی

: من معذرت می خواهم لطفاً فقط یک ماه من و تحمل کنید هم مدرسه تموم میشه و هم من به سن قانونی می رسم

خانم مدیر : بعد می خواهی چکار کنی

: کاری که قرار بود وقتی پدر و مادرم زنده بودند انجام بدم ادامه تحصیل در رشته ای که دوست دارم

خانم مدیر : چه رشته ای ؟

: گرافیک

خانم مدیر : فکر می کنی این رشته خوبیه ؟

: چرا خوب نباشه من و پدرم با هم به این نتیجه رسیدم رشته خودمم هست پس لطفاً اجازه بدین خودم برای زندگیم برنامه ریزی کنم

خانم مدیری سری تکون داد و گفت امیدوارم موفق بشی هر وقت نیاز به کمک داشتی روی من حساب کن

: ازتون ممنونم

معاون : از بچه ها شنیدم دنبال کار می گردی

با این حرفش خانم مدیر به من نگاهی کرد

: بله دنبال کار هستم می خواهم اگه بشه بعد از تموم شدن درس هم کار کنم و هم ادامه تحصیل بدم

خانم مدیر : چه کاری ، چی بلدی ؟

: من زبان انگلیسی و عربی رو خوب بلدم اگه شد می خواهم توی یک شرکتی یا هتلی مترجم بشم

خانم مدیر : تو نمی خواهد دنبالش بگردی من خودم برات پیدا می کنم چون باید یک جای مطمئنی باشه

: ازتون خیلی ممنونم

خانم مدیر : خیلی خوب بهتره بری خونه

: چشم با اجازه

اتوبوس به مقصد مورد نظر من رسیده بود ، پیاده شدم و به سمت خونه رفتم . دم خونه که رسیدم در باز شد ،

سلام سایه خانم

کیان پسر همسایه بالایی بود : سلام

کیان : ببخشید سایه خانم مامانم باهاتون کار داشت اومدم در خونه صداتون کنم که خونه نبودید اگه میشه یک سری بهش بزنید .

: چشم ، با اجازه

از کنارش رد شدم و رفتم توی خونه ، خونه ما یک ساختمان دو طبقه بود که طبقه اول ما زندگی می کردیم و طبقه دوم صنوبر خانم ، وارد خونه خودمون شدم و لباس هام و عوض کردم ، رفتم در خونه صنوبر خانم تا ببینم چی کارم داشته . در زدم بعد از چند دقیقه دخترش کمند در باز کرد

: سلام کمند جون مامانت باهام کار داشته

کمند : چیه باز کشتی هات غرق شده ؟

: اونا که خیلی وقت غرق شدن

کمند : بی مزه

صدای صنوبر خانم اومد که : سلام سایه جان خوبی ؟

: سلام صنوبر خانم با من امری داشتید

صنوبر خانم : آره عزیزم بیا تو

از یک راه رو کوچک گذشتم و به حال رسیدم یک خانم چادری روی مبل نشسته بود و با دیدن من از جاش بلند شد سلام کردم و صنوبر خانم طبق عادت من و بوسید کنار اون روی مبل نشستم .

صنوبر خانم : سایه جان این خانم ، خانم دلبندی هستند شناختی شون که

لبخندی زدم و به خانم دلبندی نگاهی کردم : نه متاسفانه

خانم دلبندی با تعجب نگاهم کرد ولی هیچی نگفت

صنوبر خانم کمی جا به جا شد : خانم دلبندی همون که قبل از فوت مامان و بابا با پسرشون حامد آقا اومده بودن برای خواستگاری

: خوب ، مگه اون سری جوابشون و نگرفته بودن که زحمت کشیدن دوباره اومدن

صنوبر خانم : سایه جان

به طرف صنوبر خانم چرخیدم : صنوبر خانم احترامشون به جا ولی فکر می کنم همه آدم ها وقتی یک عزیزی رو از دست میدن اطرافیان حداقل براشون یک احترامی قائل میشن من که دو تا عزیز و از دست دادم . خانم دلبندی فکر می کنم متوجه حرف من شدید

خانم دلبندی سرش و پایین انداخت : حامد پسرم خیلی به شما علاقه داره و فکر می کنم بتونه پشتیبان خوبی برای شما باشه

: یادم نمیاد به کسی گفته باشم نیاز به پشتیبان دارم . بهتره برید و برای پسرتون کسی رو پیدا کنید که نیاز به پشتیبان داشته باشه چون من نیازی ندارم . دیگه دلیل برای ادامه صحبت نمی بینم

به سمت در خروجی رفتم کیان و دیدم که به دیوار توی راه رو تکیه داده بود و مثل اینکه داشت یواشکی به حرف های ما گوش می داده به سر تا پاش نگاهی کردم و بدون حرف از کنارش گذشتم و رفتم خونه خودمون . سرم خیلی درد می کرد چطور همه به خودشون اجازه میدن تا یک دختر تنها و بی کس میشه براش برنامه بریزند .

آخرین امتحان و دادم ، درست در همین روز من ۱۸ ساله شدم و حالا به قول همه به سن قانونی رسیدم و می تونم برای خودم برنامه ریزی کنم ، خیلی جالب .

وقتی با بچه ها به سمت در خروجی می رفتم خانم احمدی معاون مدرسه صدام کرد تا برم توی دفتر، بچه رفتن توی حیاط و من رفتم توی دفتر

: سلام

خانم مدیر : سلام سایه جان بیا بشین می خواهم باهات صحبت کنم

رفتم نشستم : بفرمائید گوش می کنم

خانم مدیر : سایه جان هنوز تصمیمت برای کار حتمی ؟

: بله ، چطور مگه ؟

خانم مدیر : راستش برادر شوهر من نیاز به یک مترجم توی هتلش داره

: جدی می فرمائید

خانم مدیر : آره عزیزم قرار شده بری اونجا تا تو رو ببینه . من تا حدودی در مورد زندگیت بهش گفتم . ولی ببین همه چیز بستگی به خودت داره باید خودت بتونی از عهده اش بر بیای می فهمی که ؟

: بله

خانم مدیر : این هم آدرسش فقط یک لطفی بکن و به کسی در این مورد چیزی نگو باشه ؟

: چشم

خانم مدیر از جاش بلند شد و دستش و به طرف من گرفت بلند شدم دستش و فشردم : واقعاً بهترین خبری بود که توی این مدت شنیدم خیلی خیلی ممنونم .

اشک هام می ریخت . از پشت میزش اومد به سمتم و من و محکم بغل کرد : اگه به مشکل خوردی حتماً بیا پیش خودم شماره ام و برات گذاشتم

: مرسی

از دفتر خارج شدم ، رفتم توی حیاط با بچه ها خداحافظی کردم و برای همشون آرزوی خوشبختی در کنار خانواده هاشون کردم چیزی که خودم نداشتم .

بعدازظهر ساعت ۶ باید اونجا می بودم از ساعت ۲ شروع کردم به انتخاب لباس و یک مانتو مشکی با شلوار جین زغال سنگی و مقنعه و یک جفت کفش اسپرت مشکی پوشیدم . ساعت چهار بود که از خونه راه افتادم و شروع کردم به قدم زدن تا کمی فکر کنم و ببینم چی باید بگم دوست نداشتم کسی بدون که من پدر و مادر ندارم برای همین تصمیم گرفتم در این مورد هیچی نگم . ساعت پنج و چهل و پنج دقیقه بود که رسیدم اصلاً نفهمیدم چطوری سوار اتوبوس شدم و چطوری رسیدم . به سمت پذیرش هتل رفتم

برای خواندن ادامه این رمان زیبا و جذاب لطفا لینک دانلود کتاب را از قسمت زیر دریافت نمایید

 

  دانلود این کتاب

  رمز فایل (با حروف کوچک) : www.iranromance.com

  منبع :iranromance.com

ایران رمان | دانلود رمان

ارسال شده در اطلاعات مفید | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها برای دانلود رمان سایه های عشق بسته هستند