ازدواج دختر جن و پسر آدم

مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد

ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد.
بو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است
.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود.

  دانلود این کتاب

 رمز فایل (با حروف کوچک) : www.iranromance.com

منبع : iranromance.com

ایران رمان

ارسال شده در اطلاعات مفید | دیدگاه‌ها خاموش

ازدواج دختر جن و پسر آدم

مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد

ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد.
بو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است
.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود.

  دانلود این کتاب

 رمز فایل (با حروف کوچک) : www.iranromance.com

منبع : iranromance.com

ایران رمان

ارسال شده در اطلاعات مفید | برچسب‌شده | دیدگاه‌ها خاموش

ای سید و مولای ما، دعا کن برای ما…

«ای سید و مولای ما پیش خداوند متعال گواهی بده که ما در راه دین تو تا آخرین نفس ایستاده­ایم.»< ?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سخنرانی مقام معظم رهبری - ای سید و مولای ما

 

مناجات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت میکس شده برای دانلود در پایگاه عصرظهور قرار گرفت .

 

حجم فایل : ۱٫۸۶ MB

فرمت فایل : MP3

زمان فایل : ۱:۳۰ دقیقه

لینک دانلود :  دریافت فایل

 

 

 

 

:: پایگاه عصر ظهور :: Asrezohor ::

ارسال شده در مذهبی | دیدگاه‌ها خاموش

ای سید و مولای ما، دعا کن برای ما…

«ای سید و مولای ما پیش خداوند متعال گواهی بده که ما در راه دین تو تا آخرین نفس ایستاده­ایم.»< ?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

سخنرانی مقام معظم رهبری - ای سید و مولای ما

 

مناجات حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای (مد ظله العالی) با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به صورت میکس شده برای دانلود در پایگاه عصرظهور قرار گرفت .

 

حجم فایل : ۱٫۸۶ MB

فرمت فایل : MP3

زمان فایل : ۱:۳۰ دقیقه

لینک دانلود :  دریافت فایل

 

 

 

 

:: پایگاه عصر ظهور :: Asrezohor ::

ارسال شده در مذهبی | دیدگاه‌ها خاموش

ازدواج دختر جن و پسر آدم

مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد

ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد.
بو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است
.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود.

  دانلود این کتاب

 رمز فایل (با حروف کوچک) : www.iranromance.com

منبع : iranromance.com

ایران رمان

ارسال شده در اطلاعات مفید | دیدگاه‌ها خاموش

ثبت سایت در موتورهای جستجو

موتورهای جستجو معمولا پس از مدتی از راه اندازی سایت ها و وبلاگ ها ، نام و مطالب آنها را در خود ایندکس (ثبت) می کنند. اما برای تسریع در ثبت سایت و مطالب شما در موتورهای جستجو ، باید این اقدام را خودتان انجام دهید .
سایت زیر این توانایی را دارد که سایت شما را در ۱۵۰موتور جستجو ثبت کند:
http://www.searchengineoptimizationcompany.ca/tools/search-engine-submitter
پس از وارد کردن آدرس سایت و ایمیل خود دکمه ADD URL رابزنید و صبر کنید تا مراحل ثبت انجام شود. این کار حدود ۳ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد .توجه داشته باشید صفحه مربوطه را تا هنگام نمایش کامل نتایج ثبت شدن ، نبندید.

ارسال شده در ابزارهای اینترنت, اخبار, اخبار وبلاگ ها, اطلاعات مفید | برچسب‌شده , , , , , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

ازدواج دختر جن و پسر آدم

مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد

ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد.
بو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است
.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود.

  دانلود این کتاب

 رمز فایل (با حروف کوچک) : www.iranromance.com

منبع : iranromance.com

ایران رمان

دیدگاه‌ها خاموش

ازدواج دختر جن و پسر آدم

مرد ۳۳ ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد

ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد.
بو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است
.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود.

  دانلود این کتاب

 رمز فایل (با حروف کوچک) : www.iranromance.com

منبع : iranromance.com

ایران رمان

ارسال شده در اطلاعات مفید | برچسب‌شده , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

مجموعه ای عظیم از تکسچرهای سایت CG Textures

2527001.jpg

وطن دانلود این بار مجموعه ای عظیم و
کامل از


تکسچرهای

بسیار زیبا برای کاربران قرار داده است که از سایت معتبر


 
CG
Textures  
 تهیه
شده است.

 سایت

CG Textures

 یکی پربازدید ترین سایت ها برای پیدا کردن تکسچرها و پس زمینه است
ولی مطمئنا شما به عنوان یک هنرمند برای پیدا کردن طرح مورد نظر خود می بایست ساعت
ها در آن جستجو کنید 
تا به نتیجه مطلوب خود برسید. اما به وسیله این مجموعه دیگر شما می توانید در کوتاه ترین
زمان ممکن تکسچر خود را به سادگی پیدا کنید. این مجموعه شامل ۷۷۰۰ عکس با پسوند


 JPG


 است که شامل موضوعات: حیوانات، استخوان، آجر ، نمای ساختمان ، جوهر ، مناظر طبیعی
، اجسام دست ساز، سنگ های مرمر و صخره ها، جاده ها، زنگ خوردگی آهن، شیشه، آب ،
پنجره ها و چوب می باشد.


دانلود رایگان | وطن دانلود

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش

دانلود آموزش کارگردانی و فیلمبرداری Hollywood Movies


5fbxb36ppukou2ojb2j3.jpg

اینبار با یک
مجموعه استثنائی برای کارگردان ها و فیلمبردارهای عزیز در خدمت شما هستیم . این
اموزش به نحوه استفاده از دوربین های هالیوودی پرداخته و بسیار کاربردی میباشد .
همه چیز که یک کارگردان میتواند یک صحنه استثنائی را خلق کند به فیلمبرداری مرتبط
است . انها باید خوب بدانند که دوربین ها چطور کار میکنند . شما در واقع با جامع
ترین اموزش کارگردانی در جهان روبرو هستید که بیش از ۹ ساعت به اموزش کارگردانی
انیمیشن ۳ بعدی میپردازد . قسمت اول به بخشی از تئاتر هم اشاره دارد .


در این مجموعه
با اصولی که یک گارگردان بایستی رعایت کند آشنا خواهید شد.اصولی همچون مسدود سازی
صحنه ، نورپردازی ، جلوه های ویژه و ... . این دوره توسط
مدیر شرکت هولمز یکی از شرکت برتر فیلم سازی و کارگردانی تهیه شده است.
حرکات
دوربین در پلان های مختلف و تکنیک های مربوط به آن برای احراز بهترین نتیجه تنها
گوشه ای از دریای نکات نهفته در این فیلم سه بعدی تماماً شبیه سازی شده می باشد. تمام
کسانی که در زمینه ساخت فیلم و دوره های سینمایی فعالیت می کنند می توانند از آموزش
های ارائه شده در این مجموعه کمال استفاده را ببرند.

 

لیست عناوین این
مجموعه :

۱ : دوره اصلی
ارشدی

۲ : حرکت های خاص – علم شگفت انگیز
۳ : جلوه های بصری برای کارگردان ها

 

در قسمت دیگر این
اموزش به چگونگی کارگردانی و اموزش فیلمبرداری به سبک زنده یا همان
CGI
میپردازد . علم شگفت انگیز که قسمت دوم این اموزش را تشکیل میدهد
به اموزش چگونگی ساخت
Shot های شگفت انگیز میپردازد . تمرکز
بر این است که از تکنیک های نوین برای ساخت صحنه های گران قیمت استفاده بشود .

قسمت سوم این
مجموعه هم اختصاص دارد
به بخش جلوه های ویژه که نقش مهمی را در فیلم های امروزی ایفا
میکنند . این دوره اموزش در مورد تمامی موارد
جلوه های ویژه نظیر : صفحه نمایش سبز
, ست مجازی ,
۳
D , کنترل و حرکت دوربین , انیمیشن
, VFX و … است .

 

دانلود رایگان | وطن دانلود

ارسال شده در دانلود | برچسب‌شده , , , , , | دیدگاه‌ها خاموش