۷ علت کاهش انگیزه اعضای تیم و روش مقابله با این علل

در روزهای اخیر به موضوع مهمی پرداختیم که به تیم کمک می کند تا بتواند اعضایی موفق را تربیت کند. عادت تیم های با عملکرد بالا این موضوع را به شما یاد آوری می کند. اما یک تیم هر چقدر هم که کار خود را با شوق و انگیزه و انرژی بالایی شروع کنند، در نهایت یک جایی خود را می بازند اگر و تنها اگر دچار یکی از شرایطی شوند که قرار است در موردشان در این مطلب توضیح دهم.
کاهش انگیزه اعضای تیم علت برونی دارد یا درونی؟
هر چیزی می تواند موجب کاهش انگیزه تیم شود. گاهی این دلیل ها درونی و گاهی به بیرون از سیستم کاری ارتباط دارد. گاهی حتی کاهش انگیزه یک نفر از تیم می تواند روی بقیه اعضا نیز تاثیر بگذارد. همیشه مشکلات متعددی وجود دارد که موجب می شود یک تیم هر چقدر هم سر سخت و پر انگیزه، به سراشیبی سقوط بیافتد. از جمله این دلیل ها می توان به رکود اقتصادی اشاره داشت. در این مطلب به پر تکرار ترین علت های کاهش انگیزه تیم تا شکست آن ها خواهیم پرداخت.

این لیست را بخوانید در کسب و کار شخصی یا تیمی خود به آن توجه داشته باشید تا درجا نزنید.

۱- ترس اولین علت کاهش انگیزه تیم است
وقتی که تصمیم دارید جایی استخدام شوید نیاز دارید تا از هر نظر مطمئن باشید و احساس امنیت کنید. همیشه عدم اطمینان و ترس در کنار هم زاده می شوند. معمولا ترس زمانی به یک مساله تبدیل می شود که مانع شود تا ما تصمیم درستی بگیریم.
امروزه نیاز است که شما یا یکی از اعضای تیم مطمئن باشد که در این دنیای خراب بازار کار، سر جایش می ماند و به کسب و کارش ادامه می دهد و او را در تعدیل نیروها از کار بی کار نمی کنند.
یک فرد اگر از این بابت اطمینان نداشته باشد، با غلو های ذهنی خود را به آزار بیشتری می رساند، و بهره وری او نیز کاهش پیدا می کند.
آنچه شما می توانید انجام دهید
از نظر یک رهبر تیم ، باید درک کنید که بیشتر ترس های اغراق شده کارمندان شما ناشی از ارزیابی نادرست شرایط است. از نظر آنها ، تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی قرار است از کار بیکار شود و از محموعه جدا  شود می تواند یک دلیل و حالت ذهنی باشد که اصلا نمی توان در مورد آن حتی یک جمله توضیح داد.
لازم است که شما به عنوان مدیر یک تیم، مدام در مورد شرکت خود و تیم خود صحبت کنید. از جایگاه شرکت و اعضای آن صحبت کنید. حتی لازم و اجباری است که اگر می خواهید چند ماه آینده تعدیل نیرو کنید در این باره نیز صحبت کنید.
شاید جایگاه کنونی شرکت و مجموعه شما خوب نباشد اما لازم است به طور صادقانه و بدون اغراق در مورد آن صحبت کنید. همیشه صحبت کردن از اوضاع بد به معنی، بدتر شدن اوضاع نیست. اگر تیم تان را به خوبی انگیزه دهید مطمئنا می توانید به راحتی آن ها را به سمت هدف های مشخص شده سوق دهید تا بیشتر کار کنند و نتیجه دلخواه را بیابند.

۲- اهداف نا مشخص و ناقص علت دیگری برای کاهش انگیزه است
در شرایط مطلوب این خوب است که هر یک از اعضا در کمال راحتی در مجموعه قرار بگیرند و کم و بیش به کار خود بپردازند و از نتیجه ای که ایجاد می کنند خوشحال باشند. اما در شرایط سخت مهم است که هر یک از اعضای تیم بدانند که باید چکار کنند و نقش هر کدام چقدر در موفقیت کل شرکت تاثیر گذار است.
آنچه که باید انجام دهید
برای این که دچار ضعف تیم بخاطر ندانم چه کاری ها نشوید، بهتر است که برای کل مجموعه و تیم، و هر یک از اعضای تیم، اهدافی را مشخص کنید و به هر یک از آن ها بگویید که چه نقشی دارد و نقش او چقدر تاثیر گذار است.  با وجود این که سیستم ها معمولا تغییر پیدا می کنند، این مهم است که با وجود این تغییرات افراد بدانند که دقیقا می خواهند چه کاری انجام دهند.
با وجود این که بنگاه های اقتصادی و تیم های مختلفی این روزها، منحل می شوند خوب است که شما راه نجاتی برای خود و دیگران پیدا کنید و با انگیزه بخشی به اعضای تیم تان یک گام بهتر بردارید.
وجود اهداف کلی و جزیی و فردی، کمک می کند که انگیزه افراد حفظ شود و به کارشان با اطمینان بهتری بپردازند.

۳-عدم استقلال مانع انگیزش گروهی و فردی می شود
ممکن است منطقی به نظر برسد که وقتی اوضاع سخت می شود ، شما باید کنترل بیشتری داشته باشید یا بر تیم های خود نظارت دقیق تری داشته باشید. از این گذشته ، فشار برای به نتیجه رسیدن نتایج خوب است.
اما مطالعه پس از مطالعه به ما نشان می دهد که عدم استقلال انگیزه فردی و تیمی را می کُشد. در حقیقت ، دادن استقلال بیشتر به تیم شما یکی از بهترین راه ها برای بهبود انگیزه و نتایج است.

چه کاری باید انجام دهید
در این مرحله وقتی قصد دارید با ارائه استقلال بیشتر، تیم خود را بر انگیزید باید اول توجه کنید که، هرگز در کار ان ها دخالت آنچنانی نداشته باشید و هر چیزی را موشکافی نکنید. البته این بدین معنی نیست که آن ها هر کاری که دلشان بخواهد ا انجام بدهند.
شما به عنوان یک رهبر ، باید چهارچوب اصلی یا شرایطی را که لازم است در آن کار کنید ، تنظیم کنید. مواردی مانند

بازه زمانی
محدودیت های بودجه
عملکرد محصول نهایی
شرایطی کنونی

باید برای تیم شما شناخته شوند.
اما وقتی این شرایط تنظیم شد ، به تیم خود اجازه دهید تصمیم بگیرند که چگونه با مشکل مواجه شوند و آن را حل کنند. این امر باعث می شود تا خلاقیت تک تک اعضای تیم شکوفا شود و احساس غرور و مالکیت نسبت به محصول نهایی که بسیار انگیزشی است، ایجاد شود.

۴- تغییرات موجب تزلزل روحی و کاهش انگیزه می شود
انسان موجود عادت است. حتی در بدترین شرایط نیز انسان با عادت کردن راحتی را برای خود فراهم می آورد. اصلا وجود یک کار روتین و عادت گونه است که می تواند برای یک فرد در طولانی مدت اطمینان و اعتماد فراهم کند. در غیر اینصورت است که استرس ها و اضطراب ها رشد می کنند. دقیقا به همین دلیل است که روانشناسان می گویند تغییر موجب ترس می شود.
حتی تغییرات خوب نیز می توانند بسیار استرس زا باشند. از جمله این تغییرات خوب می توان به ازدواج، طلاق به جا، بچه دار شدن و حتی ترقی کردن در کار اشاره کرد. هر چقدر هم این موارد خوب باشند وضعیت و روال کنونی زندگی را به هم می ریزند و می توانند استرس زا باشند.  به طور کلی تغییر مختل کننده روال روتین امن شما است. پس می تواند به کاهش انگیزه ای موجب شود که ناشی از ترس و عدم اطمینان است ( که در بالا در موردش صحبت کردیم )
اگر می خواهید مدل ترس ناشی از تغییر را درک کنید به این سناریو دقت کنید:
شما سال هاست که در مجموعه خود در حال کار کردن هستید و به تمام جوانت کاری خود آگاه و واقف هستید. در این حالت متوجه می شوید که صنعت شما رو به رکود است. برای نجات از این رکود لازم است که حتما یک جایی رشد کنید. لازم است مهارتی را یاد بگیرید که تا کنون حتی ذهنتان هم به سمت آن کشیده نشده است. این مهارت را باید تک تک اعضای تیم یاد بگیرند و برای بهبود تیم آن را بکار ببرند. حالا چه حس و حالتی دارید؟ قطعا ترس از شکست، در کنار تلاش و سختی برای بهبود شرایط می تواند یک نوع انگیزه را کاهش دهد.

حالا باید چکار کرد؟
هوشیار باشید و مراقب علائم باشید. تغییر برای همه دشوار است ، اما برخی از افراد نسبت به دیگران مقاومت بیشتری دارند.
شاید یکی از اعضای تیم دچار فرسایش بیشتری زیر بار این تغییر باشد. مراقب باشید تا اعضای تیم تان را مورد بررسی قرار دهید. گاهی اوقات هر یک از اعضای تیم در زندگی خود استرس هایی دارند که روی شرایط روحی کنونی اش نیز تاثیر به سزایی می گذارد و شرایط را بغرنج تر می کند. در چنین شرایطی کاهش بار از سمت کسب و کارش می تواند اوضاع را بهتر کند.
هر چه شما بتوانید اطلاعات بیشتری را با تیم خود به اشتراک بگذارید اوضاع را بهتر خواهید کرد. پس این را نصب العین خود قرار دهید که وجود دانش و اطلاعات می تواند تا حدی نسبتا خوب، استرس ها را کاهش دهد.

۵- ابهام در اهداف کوتاه مدت نیز استرس زا و قاتل انگیزش است
ابهام قاتل انگیزه است. برای اینکه هر تیم بتواند عملکرد خوبی داشته باشد ، هر یک از اعضا باید درک روشنی از هدف نهایی یا بلند مدت تیم داشته باشند. از آنجا است که، به هر یک از اعضای تیم وظایفی اختصاص داده می شود که به تکمیل آن هدف کمک می کند. به نوبه خود ، هر عضو می تواند وظیفه خود را در مراحل فردی یا اهداف کوتاه مدت تقسیم کند ( یا شما این کار را برایشان انجام دهید ) که پس از اتمام هر کدام از وظایف کوتاه و هدف های کوچک ، به کل اضافه می شود.
اما وقتی هدف اصلی بلند مدت را تغییر می دهیم چه اتفاقی می افتد؟ حتی اگر همه هدف جدید را درک کرده و بپذیرند ، باید درک جدیدی از نقش جدید خود در دستیابی به آن داشته باشند. این کار با شروع یک کار جدید و بدون آموزش یا راهنمایی توسط افراد برتر مشابه خواهد بود. شاید هم بتوان این حالت را دقیقا مشابه با این در نظر گرفت که یک تیم را استخدام کنید و بدون این که آن ها چیزی از روند پیشرفت بدانند، قله هدف را به ان ها نشان دهید و بگویید حالا حرکت کنید و به قله دست یابید.
آنچه شما می توانید انجام دهید
هر زمان که یک مأموریت یا هدف در مجموعه تغییر یابد ، مهم است که یک رهبر به هر یک از اعضای تیم نقش مشخصی در گروه اختصاص دهد. این باید شامل مسئولیت ها و همچنین انتظارات مربوط به وظایف محوله آنها باشد.
بسته به فرد ، ممکن است شما نیز به کمک آنها باشید تا وظایف خود را در اهداف کوتاه مدت در یک جدول زمانی مشخص تقسیم کند. تا زمانی که تیم شما هدف جدید خود را درک کند و اعضا درک واضحی از مسئولیت های فردی خود در رسیدن به هدف داشته باشند ، نباید مشکلی در ابهام وجود داشته باشد.

فرسودگی شغلی نیز تنش زا و موجب کاهش انگیزه است
در طول فرآیند کاری مخصوصا در زمانی که شرایط تیم سخت است ممکن است برخی علایم را از برخی از اعضای تیم دید که هشداری برای فرسودگی شغلی است.
از جمله این علایم می توان به موارد زیر اشاره داشت:

فرد بد بین می شود و در محیط کار حساس می شود
برای آغاز کار مشکل دارد
تحریک پذیر می شود و با سایر همکاران و مشتریان رفتار ناخوشایند دارد
برای کار مثل همیشه و قبل انرژی ندارد
تمرکزش را از دست می دهد
در مورد نتایج احساس امیدواری و رضایت ندارد
در مورد شغلش نا امید است
استفاده از دارو یا الکل برای بهبود روحیه
مشکلات جسمی نظیر سردرد های بی علت، مشکلات معده و روده

در این حالت باید چکار کنید؟
رهبران باید از این علائم آگاه باشند و در اسرع وقت اقدامات اصلاحی را انجام دهند. برخی از کارهایی که می توانید برای کمک به حل فرسودگی شغلی و کاهش انگیزه تیم انجام دهید عبارتند از:

با اعضای تیم خود در مورد حجم کار و استرس آنها صحبت کنید. آیا آنها در مورد چگونگی بهتر یا کارآمدتر کردن کارها فکرهایی دارند؟ به گزارش هفتگی شان دقت کنید! شاید حجم کار انقدر بالاست که کار دو هفته را در یک هفته انجام می دهند.
هر چند مدت  پاداش های غیر پولی مانند تقدیر نامه و غیره (چه دولتی و چه خصوصی) را افزایش دهید. گاهی پاداش های هفتگی و ماهانه داشته باشید و اینگونه تنش های آن ها را به حالت رضایت بخش تبدیل کنید.
استفاده از پاداش های پولی کم هزینه مانند ، شیرینی صبحگاهی ، خرید ناهار برای تیم و افزایش روزهای تعطیل نیز می تواند یک امتیاز خوب باشد. مثلا پنج شنبه ها را برای آن ها تعطیل کنید.
فلکس تایم یا زمان آزادی نیز کار جالبی است. این کار، یک راه عالی دیگر برای مقابله با فرسودگی شغلی است. این امکان را برای کارمندان خود فراهم کنید چرا که موجب می شود که وقت بیشتری را با خانواده خود بگذراند و همچنین به آنها حس این را بدهد که وقت و زمان خود را در کنترل خود دارند.

بنظر شما چه روش های دیگری برای مقابله با فرسودگی شغلی وجود دارد؟

۷- احساس کم ارزش بودن موجب کاهش انگیزه کاری است
یکی دیگر از مواردی که موجب می شود یک فرد در یک تیم هر چقدر هم خوب، و هر چقدر هم کارا و پر سود، احساس بی انگیزگی کند این است که این حس را داشته باشد که در تیم فرد کم ارزشی است.
این که بیشتر تصمیمات مهم در رده های بالاتر صورت می گیرد ممکن است به کارکنان این حس را تزریق کند که آن ها حکم یک چرخ دستی در یک ماشین دارند.
چه کاری باید انجام دهید
در این جا لازم است که در مورد تصمیم هایی که در رده های بالا گرفته می شود صحبت کنید. این که ۲۰ درصد از حقوق آن ها کم شود، می تواند واقعا ناراحت کننده باشد. اما اگر واضح توضیح دهید که این مبلغ کجا سرمایه گذاری می شود و چه اورده ای برای مجموعه دارد می تواند امتیاز خوبی به شمار آید و موضوع را برای آن ها قابل هضم تر کند.

سخن نهایی
انگیزه یک موضوع فریبنده است. شاید باور نکنید انگیزه دادن بین فردی، مثلا انگیزه دادن دیگری به شما موضوع بسیار دشواری است. اما در یک تیم که شما رهبر آن هستید انگیزه دادن، موجب پیشرفت خود شما است.
در مواقع دشوار، اگیزه دادن به یک تیم، می تواند بقای آن را تثبیت کند.
من در این مقاله در مورد چالش های شرایط سخت و برخورد با آن ها صحبت کردم اما اگر به تمام این مطلب نگاه کنید تمام موضوع در چند گزینه خلاصه می شود و آن هم این است که

ارتباط خوب و آزادانه با اعضای خود داشته باشید
هدفمند باشید
هدف های نیمه و کوچک تر را برای هر یک از اعضا توضیح دهید

همچنین اهمیت و تاثیر هر فرد را به او یاد آور شوید و طوری کسب و کار و زندگی اش را تنظیم کنید که احساس نکند برده ای در دست شما و شرکت شما است.
او اگر بتواند تعادلی در کار و زندگی اش ایجاد کند و احساس کند که کار و زندگی اش را در مشت دارد، می تواند انگیزه های بهتری ایجاد کند و در پیشرفت شما نیز به خوبی دخیل باشد.
آیا در این باره نظری دارید؟
منبع
Source: GooyaIT

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.