موسوی لاری: اصولگرایان با مردم آشتی کنند

عضو مجمع روحانیون مبارز است. او از فضایی سخن می‌گوید که پس از دولت یازدهم ایجاد شد و اصلاح‌طلبان توانستند فعالیت بیشتری داشته باشند اما منکر برخی مشکلات دیگر نیست که هنوز حل نشده است. حجت‌الاسلام عبدالواحد موسوی لاری با اطمینان می‌گوید که اصلاح‌طلبان اکثریت مجلس دهم را کسب خواهند کرد و گله مند است از دولت که هنوز برخی مدیران دولت گذشته را تغییر نداده است.

حجت الاسلام موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات در گفت‌وگو با آرمان بارها تاکید کرد که اصلاح‌طلبان با صندوق رای و انتخابات قهر نمی‌کنند و به رای دادن سیدمحمد خاتمی در انتخابات مجلس نهم استناد کرد. 

 عملکرد دولت را چطور ارزیابی می‌کنید؟

دولت یازدهم در مدتی که فعالیت های خود را آغاز کرده است، در جهت رفع مشکلاتی که ناشی از برخی بی‌تدبیری‌ها در دولت‌های نهم و دهم بود، تا حدودی قدم‌های خوبی برداشته است از جمله بی‌انضباطی‌های مالی که وجود داشت و همچنین روش‌های غیر اصولی را که در مدیریت اعمال می‌شد، اصلاح کرد چرا که همین موضوع باعث اختلال در بسیاری از موارد بود. دولت یازدهم توانست تا حدودی اوضاع کشور و امور اجرایی را سر و سامان بدهد و در نتیجه آن، تا حدودی توانست فضای عمومی کشور و مردم را به سمت فضای امیدوار‌کننده‌ای هدایت کند. فضای ناامیدی که توسط عوامل مختلف در گذشته برای برخی اقشار ایجاد شده بود، تا حدودی (نمی‌گویم صد در صد) بهبود یافته و نوعی امنیت خاطر برای شهروندان در سطوح مختلف ایجاد شده است. در حوزه‌های مناسبات خارجی هم قدمهایی برداشته شده است به نحوی که شاهد هستیم روابط ایران با بعضی از کشورها بهبود پیدا کرده و در حوزه مذاکرات هسته‌ای امیدواری‌هایی ایجاد شده که امیدواریم به نتیجه مطلوب برسد. مواردی که عنوان کردیم جنبه‌های مثبت کاری دولت یازدهم است. 

 با توجه به اقداماتی که دولت انجام داده و به آنها اشاره داشتید، چه نمره‌ای به پاستور نشینان می‌دهید؟

اگر بخواهم نمره بدهم می‌گویم که به‌طور متوسط و میانگین دولت موفق عمل کرده است. 

 بیشتر در کدام زمینه دولت توانست نمره خوبی را به خودش اختصاص دهد؟

 در جهت‌گیری‌ها و برنامه‌هایی که داشته، موفق عمل کرده است و از همه مهم‌تر در رفع مشکلات و ترمیم شیوه اداره اجرایی کشور تا حدودی باید دولت را موفق دانست اما همچنان دولت با مشکلات اقتصادی روبرو است. وضعیت معیشت مردم، بیکاری، گرانی، فاصله بین درآمد و هزینه به‌ویژه در طبقات متوسط و پایین‌تر، با مشکلات عدیده‌ای مواجه است. 

 به نظر شما دولت یازدهم با توجه به مشکلاتی که به آن اشاره داشتید، می‌تواند انتظارات مردم را برآورده کند؟

دولت باید بتواند این مشکلات را برطرف بکند. باید امیدوار بود که دولت این کار را انجام دهد. 

 اعتدال شعار انتخاباتی دکتر روحانی بود. تاکنون چقدر توانسته است فضای اعتدالی را بر کشور حاکم کند؟

 قاعدتا آن چیزی که آقای روحانی به عنوان اعتدال مطرح می‌کرد، به معنای اعتدال در رفتار و خط مشی عمومی دولت بود. این جهت‌گیری در خط مشی دولت دیده می‌شود و واقعا سعی می‌کند فارغ از افراط و تفریط کارهایش را پیش ببرد منتهی نمی‌توانیم به همه دولتمردان عضو دولت آقای روحانی نمره یکسانی بدهیم خود آقای روحانی کارکردی بهتر از یک مجموعه داشته است. شخص آقای روحانی در موضع‌گیری‌ها و جهت‌گیری‌هایش در حوزه‌های مختلف نشان داد که وفادارانه نسبت به وعده‌هایی که در ایام انتخابات داده بود، عمل می‌کند ولی همکاران ایشان همه در یک سطح نیستند. بعضی‌ها نسبتا معتدل حرکت کردند، بعضی‌ها از اعتدال برداشت دیگری کردند؛ اعتدال را به معنای بده بستان گرفتند که این واژه را اینگونه معنا کردند که باید یک سهمی به این بدهند و یک سهمی به آن بدهند تا مشکلشان حل شود. در حقیقت رفتند در وادی سهم دادن و سهم گرفتن و امثال اینها. متاسفانه این معضل در سطوح مدیریت میانه و سطوح مدیریت بالای دولت دیده می‌شود. مواردی که ذکر کردم یک نقص جدی در دولت تدبیر و امید است. شخص آقای روحانی باید برای این معضل راهی پیدا کند. اعتدال به معنای این نیست که دولت اختیار خودش را به دیگران واگذار کند. متاسفانه بعضی از دولتمردان آنقدر مقهور جریانات سیاسی شدند که جرات و جسارت تصمیم‌گیری را از دست دادند و به دلیل همین موضوع، در اداره امور با مشکل رو به رو هستند. مثلا گفته می‌شود این مدیر را به توصیه فلان فرد در جایگاهی منصوب کردند و بعد، همان فرد مسئول با همین مدیر مشکل پیدا کرده و به توصیه همان شخص که سفارشش را کرده بود، برکنار می‌شود. این نوع بده بستان‌ها در یک سطحی از سطوح مدیریت دولت، به مشی اعتدالی لطمه زده است. مثل این است که به طرف می‌گویند که لب بام نیا که می‌افتی، عقب عقب می‌رود و از آن طرف می‌افتد. بعضی از مدیران دولت از آن طرف افتادند. متاسفانه از این نقص‌ها نمی‌توان به سادگی عبور کرد اما درنهایت باید اذعان داشت که آقای روحانی سعی می‌کند این مشی اعتدالی را رعایت کند. 

 در بعضی از استان‌ها از جمله خراسان رضوی همچنان مدیران دولت قبل تغییر نکرده‌اند. علت تعلل در تغییرات مدیریتی در برخی استان‌ها و شهرها چیست؟

 متاسفانه بله. آنچه اشاره کردید واقعیتی تلخ است و همچنان بعضی مدیران ارشد دولت قبل، سر پست خود هستند. 

 فکر نمی‌کنید ضعف مدیریتی شامل این موضوع می‌شود؟

نمی‌دانم اسمش را ضعف مدیریتی بگذارم یا موکول کردن به زمانی مناسب. آقای روحانی معتقد است که باید هر موضوعی را در زمان خودش انجام دهد، حالا این موضوع، هر چه که باشد. آنچه مسلم است ما یک دوره ۸ ساله‌ای داشتیم به جای رشد هشت و دو دهمی که در برنامه چهارم توسعه پیش بینی شده بود، با رشد منفی پنج و شش دهمی مواجه شدیم یعنی دولت‌های نهم و دهم به جای اینکه کشور را توسعه بدهند، عملکرد نامطلوبی داشت و با وجود بالاترین درآمدهای کشور در طول صد سال اخیر، کمترین درآمد و پرهزینه‌ترین دولت را شاهد بودیم. دولت احمدی‌نژاد خوش شانس‌ترین دولت در صد سال اخیر بود چون بالاترین درآمد را داشت یعنی وضع مالی آن دولت حتی از دولت‌های رژیم گذشته هم بهتر بود و علاوه بر این، همه ارکان کشور هم از دولت احمدی‌نژاد حمایت کردند یعنی دولت اصولگرا با هیچ چالش مدیریتی مواجه نبود به‌ویژه در دوره اول، این دولت به گونه‌ای رفتار کرد که ما نه تنها رشد ۸ و ۲ دهمی را  که در برنامه پیش بینی شده بود، نداشتیم بلکه رشد منهای پنج و شش دهمی داشتیم. از نظر روابط بین ملت و دولت هم وضعیت خوبی نداشتیم. فضای عمومی جامعه هم فضای تلخ و ترش بود. رسانه‌ها با یکدیگر نزاع داشتند و بسیار تهمت، دروغ و امثالهم را دیدیم؛ این فضا، این شرایط و این موقعیت را چه کسانی باید مدیریت می‌کردند تا چنین فضاهایی در کشور پیش نیاید یا توسعه پیدا کند. همین دولت قبل بود که نتوانست رشد پیش بینی شده را محقق بکند بلکه به منهای پنج و شش دهمی هم تنزل داده شد. آن چیزی که مردم در انتخابات به آن رای دادند یعنی تغییر، برای چه بود؟ دشمنی با افراد که نداشتند، مردم می‌خواستند شرایط عوض بشود و رشد منهای ۵ و شش دهمی به همان رشد هشت و دو دهمی برود. خوب به صورت طبیعی این مدیران نمی‌توانند آن کار را انجام بدهند، فضای تفاهم ملی را اینها نمی‌توانند ایجاد کنند چون آنها، زندگی خودشان را در موضوعات دیگر مثل تعارض تعریف کردند. اگر در کشور، تعارض باشد، اگر گروه‌ها باهمدیگر اختلاف داشته باشند، اگر روزنامه‌ها به هم تندی کنند، اگر سایت‌ها و رسانه‌ها به افشاگری بپردازند، آنها می‌توانند مدیریت بکنند. آنچه گفتم تعریفی از فضا در دولت قبل بود. 

 حالا این فضا چقدر بهبود پیدا کرده است؟

 دولت آقای روحانی باید برای تحقق رشد مورد انتظار و توسعه کشور یک تغییر و جابه‌جایی هم در نگرش‌ها ایجاد کند که در مدیران و در یک سطحی از وزرا، این مساله رعایت شد هر چند همانطور که اشاره کردم، برخی از وزرا تفسیر نادرستی از واژه اعتدال داشتند اما بالاخره کابینه یک کابینه جدید است. در سطوح مدیران فقط فرمانداران و بخشداران باقی مانده از دولت قبل نیستند بلکه مدیران وزارت کار و رفاه اجتماعی، مدیران صنعت، مدیران جهاد کشاورزی و… همه این افراد تقریبا همان مدیران سابق هستند البته با تغییرات جزئی در بعضی نهادها انجام شده است. در برخی موقعیت‌های دیگر هم این مدیر از این نقطه برداشته شده و در نقطه دیگری گذاشته شده ولی همان مدیر دوره دولت دهم است. فرض کنید از قزوین برداشتند، گذاشتند زنجان از زنجان برداشتند گذاشتند کرمانشاه، از کرمانشاه برداشتند گذاشتند همدان یعنی یک جابه‌جایی در جغرافیای مدیریتی به وجود آمده است. من شخصا معتقد نیستم که ما باید تغییر را حتما به معنای کنار گذاشتن مطلق مدیران گذشته تلقی کنیم و این تغییرات را قبول ندارم و معتقد نیستم که همه آنهایی که در گذشته در حوزه مدیریت بودند، کارآمدی نداشتند ولی به ۲ مساله معتقدم که دولت باید به آنها بپردازد. یکی اینکه مردم احساس تغییر کنند. دولت باید به این انتظار روانی جامعه پاسخ بدهد که متاسفانه در برخی موارد این انتظار برآورده نشده است مثل استان خراسان رضوی که هیچ تغییری حاصل نشد و شرایط امروز با شرایط پایان دوره آقای احمدی‌نژاد، هیچ تغییری از نظر مدیریتی نکرده است. 

 دلیل عمده را شما در چه می‌بینید؟

دلیل عمده‌ای ندارد. دلیل عمده این است که آقای روحانی و همکارانش نتوانستند آنجا تصمیم بگیرند یا استانداری بفرستند که نماینده دولت باشد. 

 فکر می‌کنید هجمه‌ها به دولت قابل پیش بینی بود؟

جریانی قبلا حاکم بوده و حالا شما می‌خواهید بگویید نباشد پس طبیعی است که مقاومت می‌کند. منفعل شدن دولت چیز بدی است دولت نباید منفعل بشود که هجمه می‌کنند، خوب بکنند! مگر این هجمه‌ها چیزی است که باید دولت را منفعل کند. دولت چرا نتوانسته در پاره‌ای از موارد مشکلات را برطرف بکند به خاطر اینکه آن مدیران الان در بعضی از وزارتخانه‌ها هستند و عملا آدم احساس می‌کند دلشان با این دولت نیست؛ همان مدیران سابق هستند که دل در گرو دولت فعلی ندارند. دولت حتما باید از نظر روانی آنچه را که جامعه انتظار دارد انجام دهد و بر این مبنا حتی اینکه یک مدیری که از دولت قبل همچنان در پست خود مانده را تغییر دهد یا به استان دیگری سوق دهد تا این احساس در جامعه به وجود آید دولت اقدام به تغییرات کرده است. باز هم تاکید می‌کنم منظورم فقط مدیران حوزه وزارت کشور نیست و مردم باید در سطوح مدیریت احساس بکنند. استاندار، فرماندار، رئیس جهاد، رئیس دارایی، رئیس کارو امور اجتماعی و بخش‌های مختلف صنعت و… مجموعه اینها پکیج مدیریت منطقه‌ای محسوب می‌شوند نه یک نفر، این موضوع را هم اضافه کنم که همه کارها و برنامه‌ها به دست استانداری و فرمانداری و بخشدار نیست. دولت به سمت تغییر متناسب با انتظار جامعه پیش نرفته است و متناسب با نیاز خودش برای اداره کشور اقدام کرده است که همین امر یک نقص به‌شمار می‌آید. 

  اصلاح‌طلبان در فضای این دولت چه روزگاری دارند؟

 اصلاح‌طلبی یک اندیشه، فکر و یک گفتمان است. این گفتمان در مقابل سایر گفتمان‌های رایج در کشور از یک برتری کاملا محسوسی برخوردار است یعنی هیچ گفتمانی در کشور در حال حاضر به اندازه گفتمان اصلاح‌طلبی دارای همراه، همفکرو پشتوانه نیست. چه در دولت احمدی‌نژاد و چه در دولت خاتمی و چه در دولت حسن روحانی گفتمان اصلاح‌طلبی گفتمان برتر بوده است حالا اگر در دولت‌های نهم و دهم زمینه‌ای پیدا نمی‌کرد یا با مشکل روبرو بوده، آن یک بحث دیگری است. در دوره آقای روحانی به دلیل همراهی و همدلی اصلاح‌طلبان با آقای روحانی و همچنین همصدا شدن آقای روحانی با جریان اصلاح‌طلبی قاعدتا جریان اصلاح‌طلبی شرایطی خیلی مناسب‌تر از دولت‌های نهم و دهم است. تعدادی از چهره‌های اصلاح‌طلب با دولت همکاری می‌کنند و در سطوحی از مدیریت با دولت همراه هستند. تعدادی از احزاب، تشکل‌ها، ان جی او‌ها و نهادهای مردمی متعلق به اصلاح‌طلبان فضای باز بهتری پیدا کردند همچنین زمینه کاری بیشتری به دست‌آورده‌اند: و راحت‌تر می‌توانند اهدافشان را دنبال بکنند. بنابراین در یک جمع‌بندی وضعیت اصلاح‌طلبان در دولت یازدهم به مراتب بهتر از دو دوره نهم و دهم ارزیابی می‌شود این به این معنا نیست که مشکلاتشان برطرف شده و دیگر مشکلی ندارند یا به این معنا نیست که جریان رقیب از روش‌های حذفی گذشته دست برداشته است.

جریان رقیب همچنان در همان مایه‌های حرکت‌های حذفی حرکت می‌کند. همیشه گفته‌ام حرکت حذفی یعنی اینکه به جای رقابت خصومت را دنبال می‌کنند. جریان اصلاح‌طلب همیشه مدعی بوده است که ما نمی‌خواهیم با جریان روبرویمان بجنگیم و خصومت کنیم. ما می‌خواهیم با هم رقابت کنیم و داور این رقابت هم خود مردم هستند؛ عرصه رقابت هم انتخابات‌هایی است که برگزار می‌شود و در این انتخابات‌ها مردم نظرشان را اعلام می‌کنند. اگر داور بتواند بدون دغدغه، داوری کند هر چه داوری کرد باید طرفین بپذیرند.

احساسم این است که اصلاح‌طلب‌ها نظرشان این است که خصومتی با اصولگرایان ندارند اگر در یک رقابت، اصولگرایان مسئولیتی به عهده شان گذاشته بشود اصلاح‌طلبان کاملا تمکین می‌کنند ولی آن سوی ماجرا این چنین نیست جریان مقابل نمی‌خواهم بگویم همه، در جریان‌های مقابل هم آدم‌های خردورز و عاقل و منصف وجود دارد و کم هم نیستند اما آن افرادی که ظهور و بروز دارد و رسانه در اختیارش هست، امکانات در اختیارش هست، تریبون‌های مختلف در اختیارش هست، آن جریان جریانی هست که به جای رقابت، گاه خصومت را دامن می‌زند هم به خودشان و هم به اصلاح‌طلبان لطمه می‌زنند. فقط هم اصلاح‌طلبان از این نوع نگرش لطمه نمی‌بینند آنها هم لطمه می‌بینند و بالاخره دچار مشکل می‌شوند ضمن اینکه وقتی اساس خصومت شد فقط به اصلاح‌طلبان نمی‌رسد این خصومت در درون جبهه خود آنها هم بروز پیدا می‌کند، تعارضی که بین جبهه پایداری و سایر جریانات اصولگرا پیدا شده است به مراتب جدی‌تر از تعارض اصولگرایان با اصلاح‌طلبان است و در داخل خودشان افشاگری‌ها و حذف‌ها می‌کنند، حرفای عجیب و غریب می‌زنند. بنابراین پاسخ سوال شما این است که در وضعیت فعلی اصلاح‌طلبان شرایط مناسب‌تری نسبت به دولت‌های نهم و دهم دارند ولی این به معنای رفع موانع ومشکلات پیش پای آنها نیست. 

 وضعیت اصولگراها را چگونه می‌بینید؟

به نظرم، اصولگراها در یک تعارض با خودشان و درونشان رو به رو شدند از یک طرف آنچه در گذشته اتفاق افتاد، محصول کار آنهاست هرچند هم صداوسیما در برخی اوقات به آنها کمک کند ولی می‌دانند که بالاخره دولت‌های نهم و دهم، دولت آنها بوده با آنها با تمام وجود و تمام ظرفیت به این دولت کمک کردند ماحصل کار دولت رشد منفی پنج وشش دهمی بود وبرخی بد‌اخلاقی‌ها در عرصه رسانه نحوی که نمی‌توانند از آن دفاع کنند. بدون تردید وقتی نگاه به گذشته می‌کنند گذشته قابل دفاعی نیست. شما فیلم نشستی که اخیرا اصولگرایان با دعوت آقای سید رضا تقوی برگزار کردند،

یک‌بار ببینید، ترکیب مدعوینی که در آنجا بودند عمدتا دولتمردان دوره آقای احمدی‌نژاد بودند، وزرای دوره احمدی‌نژاد بودند، عناصر جبهه پایداری بودند و سخنران اصلی جلسه جناب آقای مصباح‌یزدی بود که پدرمعنوی جریان پایداری به‌شمار می‌آید و نظریه پرداز جریان پایداری است. اصولگراهای معتدل و خردورز این وضعیت را نمی‌توانند بپذیرند. با توجه به وضعیت و کارنامه‌ای که اصولگرایان از خود دارند، دوباره نمی‌توانند سرنوشتشان را به دست افراد تندرو بدهند. از یک طرف دیگر هم به نظر می‌رسد خودشان توان و قدرت اینکه بتوانند مستقل وارد صحنه بشوند، ندارند یعنی باز هم می‌خواهند از آن ظرفیت‌های دیگر استفاده کنند و به همین دلیل در تعارض درونی گیر کردند. 

 مواردی که عنوان کردید شامل حال اصولگرایان میانه رو هم می‌شود؟

همه اصولگرایان این گرفتاری را دارند. اصولگرایان میانه‌رو هم تا زمانی که با صدای رسا تکلیف خودشان را با جریان تندرو اعلام نکنند، همین مشکل را دارند و آن هم مشکل تعامل با مردم است. این افراد زمانی می‌توانند با مردم همراه شوند و مردم به آنها روی خوش نشان بدهند که رسما بتوانند بگویند که ما حمایت خود را از دولت‌های نهم و دهم که با مشکلاتی رو به رو بوده‌اند، می‌پذیریم که این ضعف در کارنامه ما هست. یعنی ضعفشان را توجیه نکنند چون واقعیتی پیش روی مردم هست به نام مشکلات ۸ ساله دوره‌های نهم و دهم که با توجیه نمی‌شود این ذهنیت را از بین برد ولی با شفافیت می‌شود آلام و اثراتش را کم کرد. در نهایت جریان اصولگراها بگوید که ما از این جریان حمایت کردیم ولی ناکام ماندیم و با مردم روراست‌تر صحبت کنند و به مردم قول بدهند که دوباره بنا نیست اینها را روی صحنه بیاورند و همین مجموعه گرداننده باشد. اصولگراهای معتدل و اصولگراهای غیر معتدل این کار را بتوانند انجام بدهند یعنی با مردم آشتی کنند چون مردم همان مردم خرداد ۹۲ هستند که این مشی و رفتار را نمی‌پذیرند. 

 یک دوره‌ای از تاریخ سیاسی ایران قوه مقننه، مجریه و شورای شهر به‌نام اصلاح‌طلبان بود ولی خروجیش شد انتخابات سال ۸۴، در حال حاضر که نام اصلاح‌طلبان سر لیست تاریخ سیاسی است باید چه مدیریتی را حفظ کنند تا دچار حوادث هشت سال گذشته نشوند و مجلس آینده را به‌نام خود ثبت کنند؟

 یک تریبون جریان اصلاحات دارد اما ۱۰۰ تریبون طرف مقابل دارد این یک به ۱۰۰ یا ۱۰ به ۱۰۰ خیلی بخواهم خوشبینانه نگاه کنم واقعا منصفانه نیست. اگر شرایط به سمتی برود که اصلاح‌طلبان در عرصه رقابت بهتر حضور داشته باشند اکثریت مجلس برای اینهاست. بخشی از مساله به خود اصلاح‌طلب‌ها برمی‌گردد ولی بخش عمده‌اش به جریان مدیریت جامعه اعم از نظارت و اجرا برمی‌گردد اگر فضا به نفع اصلاح‌طلبان ایجاد شود، جامعه گرایش عمومی اش اصلاح‌طلبانه است. 

 جریان اصلاحات درانتخابات مجلس خبرگان برنامه‌ای دارد؟

حتما گروه‌های مختلف برنامه‌ای دارند ولی من شخصا معتقد هستم که جریان اصلاحات باید متمرکز بر رقابت واقعی در عرصه انتخابات مجلس شود چون انتخابات مجلس به صورت گسترده در سراسر کشور برگزار می‌شود و کاندیدای مختلف می‌آیند و میدان مانور بیشتری دارند. تاثیرگذاری مجلس در اداره کشور بسیار زیاد است بنابراین پیش بینی‌ام این است که جریان اصلاحات در این بخش فعال باشد ولی حوزه مجلس خبرگان ضرورت اینکه اصلاح‌طلبان تمام ظرفیتشان را آنجا بگذارند کمی نیاز به تامل و تفکر دارد. 

  چرا؟

شرایطش فرق می‌کند شما می‌دانید در کرمان همین دوره قبلی بود یا دوره قبلش همه کاندیداها وارد میدان شدند ولی هیچ کس به مجلس خبرگان راه نیافت و تنها شخصی که راه پیدا کرد از حوزه سمنان بود که‌آن هم به دلیل اینکه منبر داشت، نماینده مردم کرمان در خبرگان شد. 

 آیا این نظر شخصی شماست یا نظر مجمع روحانیون؟

نظر شخصی است.

 نظر مجمع روحانیون چیست؟

مجمع هنوز درباره انتخابات مجلس و خبرگان بحثی نکرده است.

  در یک دوره زمانی فضای سیاست جامعه نام اصلاح‌طلب‌ها بر خود داشت اما حاصلش ورود احمدی‌نژاد و جبهه پایداری شد. این روند را چطور معنا می‌کنید؟

یک اشتباه کاملا راهبردی اصلاح‌طلبان در انتخابات ۸۴ داشتند. در آن انتخابات که سال پایانی دوره اصلاحات بود، اصلاح‌طلبان نتوانستند با خودشان حل مشکل کنند. در درون جبهه خودشان آقای دکتر معین را آوردند و یک عده‌ای پشت ایشان قرار گرفتند. آقای کروبی را یک عده دیگر آوردند. آقای مهرعلیزاده را یک عده‌ای دیگری آوردند، آقای هاشمی ولو اینکه کاملا از طرف اصلاح‌طلبان نبود ولی بخشی از اصلاح‌طلبان پشت سر آقای هاشمی بودند. آقای هاشمی هم بخشی از ماجرا بود تعدد کاندیداهای ما در سال ۸۴ باعث شد که یک فردی که حامیان محدودی داشت بیاید و در آن عرصه، وارد و رقیب نهایی آقای هاشمی شود که این اشتباه راهبردی و استراتژیک اصلاح‌طلبان باعث شد که مسیر بعدی هم طی بشود. 

 خیلی از تحلیلگران سیاسی براین باور هستند برای اینکه اصلاح‌طلبان بخواهند مجلس دهم را داشته باشند، نیاز به تعامل با دولت  دارند؟

حتما همینطور است، الان بنده و شما که اینجا نشسته‌ایم، مدافع این دولت هستیم. من خودم مدافع این دولت هستم و همه توان و تلاشم این است که این دولت یک کارنامه موفقی ارائه بدهد. مردم هم به شعار‌ها نگاه نمی‌کنند، به کارنامه‌ها نگاه می‌کنند. یعنی اگر دولت امروز بیاید در حوزه مثلا توسعه سیاسی شعارهای خیلی مردم پسند بدهد ولی در عمل در حوزه احزاب، ان جی او‌ها و فعالیت‌های سیاسی با مشکلات رو به رو باشد، مردم آن کارکرد را با این شعار مقایسه می‌کنند. در حوزه اقتصاد دولت بهترین شعارها را بدهد وقتی وضعیت معیشت مردم، کارو تلاش محدود باشد و برای مردم ملموس نشود، حالا دولت هرچه هم بگوید مهم نیست. ما می‌خواهیم سیاست خروج از رکود را دنبال کنیم بدون اینکه تورم هم افزایش یابد. مردم آن را در کارنامه می‌سنجند. 

 چرا آقای خاتمی در دو دوره مجلس ورود پیدا نکرد؟

شرایط مناسب نبود. در مجلس نهم شرایط ما عادی نبود که لیست بدهیم. همانقدری که آن روز آقای خاتمی و بنده و بعضی از دوستان تصمیم گرفتیم که پای صندوق رای برویم، اقدام بزرگی بود. خود آقای خاتمی رفتند پای صندوق رای و کلی مباحث مطرح شد حتی بعضی از تندروهای جریان اصلاحات این رای دادن را نپسندیدند. اگر یادتان باشد شرایط مهیا نبود. امیدواریم که در دور آینده این قصه عکس بشود وهم جریان اصولگرا و رقیب اصلاحات بپذیرد که حرکت‌های یک بعدی هیچ‌وقت اثرش بیشتر از منافعش نیست. بالاخره ما نمی‌توانیم با صندوق‌های رای قهر بکنیم و چرخش مدیریت باید از طریق صندوق‌های رای صورت بگیرد. نباید تلقی این بشود که اصلاح‌طلبان با صندوق‌های رای قهر کردند. ما قهر نکردیم فکر هم می‌کنیم این حق قانونی ملت است که بتوانند کاندیداهایی که خودشان می‌پسندند، انتخاب کنند و این حق قانونی هر شهروند ایرانی است که در این مسابقه سیاسی خودش را عرضه کند و مردم به او رای بدهند تا نماینده مردم شود. در مقابل این حق قانونی انتخاب‌کنندگان و انتخاب شوندگان باید مصرانه بخواهیم که این حق حفظ شود. 

 فکر می‌کنید آقای احمدی‌نژاد ورود پیدا کند؟

آقای احمدی‌نژادی که ما می‌شناسیم و شما می‌شناسید به‌شدت دنبال این است که در هر زمانی به هر شکلی مطرح باشد. احمدی‌نژاد برای مطرح شدن مرزی قائل نیست حتما دلش می‌خواهد بیاید حضور پیدا بکند اما اینکه آیا مردم با این کارنامه ۸ ساله به احمدی‌نژاد گرایش پیدا می‌کنند بحث دیگری است. واقعا تردید دارم مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد. به دلیل اینکه مردم در خرداد ۹۲ بخش عمده حضورشان برمی‌گردد به مدیریت دوران احمدی‌نژاد. 

  به تازگی شاهد بودیم که آقای محمد هاشمی از کارگزاران استعفا دادند. با توجه به سابقه حضور طولانی شما در مجمع روحانیون این استعفا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

طبیعی است. آقای هاشمی هم به این موضوع اشاره کرده با نیروهای جدیدی که آمدند نمی‌تواند کار بکند. دیگر تجربه‌اش هم حکم می‌کند خیلی در فضای سیاسی و رسانه‌ای نباشد پس کنار کشیدن خیلی عادی است. افراد دیگری در گذشته بودند که حالا نیستند این برای هر حزبی امرطبیعی است. خودش هم صادقانه آمد گفت بالاخره کارگزاران با این نیروهای جدید که آمدند شکل یک جبهه پیدا کرده و من احساس می‌کنم که با این شرایط جدید همخوانی ندارم به همین دلیل کناره‌گیری کرد. 

سایت خبری تحلیلی تابناک|اخبار ایران و جهان|TABNAK

این نوشته در اخبار ارسال و , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.